۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

گٌل اميد


اي گُل برف و بارون گُل اميدم, گُل ا مُيدم

سمبُل صد هزارون گُل باغ سبز و سُرخ و سپيدم

چه خون دل خوردم برات چه رنجها كه نكشيدم!

تا لحظه ي شكُفتن ات, تو باغ آرزوي دل پشت هر پنجره ديدم.


گُل خوش عطر و طراوت تو گُل پاك مني, گُل ميناي خاك ميهني,

در بهار و بي بهار مست و كولي بي قرار مي برد عطر ترا باد صبا

كو به كو كوچه به كوچه در به در خونه به خونه

همه جا ورد زبونه گُل باغ بي خزونه گُل خونه, گُل خون عاشقونه.
فرياد آشنا


۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

مسجدها را از چنگ رژيم آزاد كنيد- مسعود رجوي

قيام، امروز و ديروز و پريروز در نقاط مختلف تهران ادامه داشت. فردا و روزهاى ديگر همچنين خواهد بود. اين انقلابى است تا پيروزى، تا آزادى و تا برقرارى حاكميت مردم ايران رو در روى سلطنت آخوندى. چه كسى گمان مىكرد كه خونهاى به ناحق برزمين ريخته و باتونها و شلاقهايى كه پيكر فرزندان ايران را شرحه شرحه كرد، با اين سرعت و با اين شدت، به نظام منفور ولايت برگردد، سراپاى آن را در بنوردد و شقه كند.
امواج قيام، اكنون، بازار و روحانيان و مراجع را فرا گرفته و آنها رو در روى ولىفقيه ارتجاع به‌پا خاستهاند. آه از مصدق بزرگ و آه از دكتر حسين فاطمى آموزگار وفا و ايستادگى در چنين روزى در 56سال پيش… راستى كه در روز كودتاى سياه 28مرداد 1332 اگر سازمان يا ارتشى شايسته مى‌داشتند، هرگز آن‌چه در اين نيم‌قرن بر ملت ايران گذشت، نمى‌گذشت.

تاريخ معاصر ايران سمت و سوى ديگرى مىيافت. كاش شمارى از اين اشرفيان و زنان و مردان اشرفنشان در داخل و خارج ايران گرداگرد مصدق بودند. در اين صورت، كودتاى ننگين هرگز امكان وقوع نمى‌يافت و با مشتى محكم و پولادين در همان روز ضمن چند ساعت درهم كوبيده مىشد. اما براى اين درجه از پاكباختگى و ايستادگى، تاريخ به نيم قرن زمان نياز داشت تا به اشرف و مريم و به آن ندا و اين ندا برسد.

سلام بر آخرين اشرفى شهيد، قهرمان خلق على اصغر يعقوب پور، با آزمايشى 30ساله كه به‌راستى هم در حيات و هم در شهادت و ممات اسطوره و گوهرى بىبديل از زادگان آرمانى مريم رهايى بود. كاش با او و ديگر شهيدان پاكباز اشرف و قيام بودم و رستگار مى‌شدم… در زمان شاه، مىگفتند كه شاه سايه خداست! شيخ اما به اين راضى نيست و خود را آيت و نماينده خدا بر روى زمين و ولى امر تمام مسلمين جهان مى‌داند. در حالى‌كه قرآن او را به‌خاطر ناشنوايى و زبان بستگىاش نسبت به حق و حقوق خلق و خالق، بدترين جنبندگان نزد خدا معرفى مىكند:

إنّ شرّ الدّوابّ عند اللّه الصّمّ البكم الّذين لا يعقلون

بسا فروتر از چارپايان و حيوانات چرا كه در غفلت خود سرمست از باده قدرتند و به همين دليل با سر بر زمين مى‌خورند.

أولئك كالأنعام بل هم أضلّ أولئك هم الغافلون

بنگريد كه ولىفقيه ارتجاع و حق ستيزى، در شكنجهگاههايش و در دادگاههاى نمايشى، چه مى‌كند؟

اللهم فاشهد.

بار خدايا گواه باش كه به نام تو و پيامبر و پيشوايان آيين و راه تو با مردمان چه كردند و چه مى‌كنند. و زود باشد كه ستمكاران بدانند به كدامين جايگاه روانند. وسيعلم الّذين ظلموا أيّ منقلبٍ ينقلبون

و خدايا گواه باش كه فرزاندان بىباك و بيم اين ميهن در شوق آزادى، كه مضمون و سير مداوم تاريخ است، تا كجا دامن محبت را به خون رنگين كردند. به‌ويژه زنان و مردانى كه در بيابانهاى سرزمين امام حسين، تنهاى بىسپر را آماج تير و تبر كردند.

بىشك، اين خلق، با چنين فرزندان و ياران و ياورانى، پيروز مىشود.

در آستانه ماه رمضان، مى‌خواهم قبل از هر چيز به آنها كه شبانه بر فراز بامها عليه آخوندهاى حاكم بانگ «الله اكبر» سر مى‌دهند، تهنيت بگويم. شما اين شعار را كه در زمان پيامبر اكرم شعار و حربه انقلاب در برابر ارتجاع بود، پس از سه دهه اسارت از چنگ آخوندهاى دين فروش، آزاد كرديد، صيقل زديد و ديگربار عليه ارتجاع و ديكتاتورى به‌كار انداختيد. خوب مى‌دانيد كه كاهنان و آخوندهاى عصر جاهليت و ارتجاع، حتى كعبه را هم كه ابراهيم بت شكن ساخته بود، مملو از بتها كردند. به هركس هم كه چپ نگاه مى‌كرد، نعرهها و نهيب‌هايى مشابه امروز مي كشيدند( «مرگ بر ضد ولايت فقيه» ) و او را بر روى شنهاى داغ و سوزان مى‌نشاندند تا عبرت سايرين شود. همانها كه بعداً ، بيش از 70سال در شروع و ختم بر منبرهايشان، به سبّ و لعن على عليه السلام مى‌پرداختند ( «مرگ بر منافق» ). همانها كه به امام حسين هم «خارجى» و «قدرت طلب» مى‌گفتند ( «عامل استكبار جهانى» ). اين رسم جاهليت و ارتجاع در همه زمانهاست. يا بايد با «اميرالمومنين يزيد» و حجاج ابن يوسف و امثال او بيعت كنيد و يا بخواهيد نخواهيد «تروريست» و «سكتاريست» و «خارجى» و «منافق» و «اغتشاش گر» و «خرابكار» و «خس و خاشاك» هستيد.

بگذريم كه انقلابيون و مصلحين حقيقى براى اين حرفها پشيزى بها قائل نيستند. قرآن پيشاپيش گفته است از آنها كه خود را شريك خدا قرار مى‌دهند اذيت و آزار بسيار خواهيد ديد. اما اگر صبر و تقواى رهايى‌بخش پيشه كنيد اثر و نقش تعيين كننده خواهد داشت…

امسال در ماه روزه تا آن‌جا كه مى‌توانيد تلاش كنيد مساجد از چنگ آخوندهاى دين فروش حكومتى آزاد شود. از فرصت گردهمايى و تجمع در مسجدها در شبهاى رمضان استفاده كنيد. مسجد براى همين كار است. مسجد بايستى كانون ضد ارتجاع و ضد ديكتاتورى و كانون قيام و انقلاب دموكراتيك مردم ايران گردد.

ياد پدر طالقانى به‌خير كه هر گاه در زندان و تبعيد نبود، در دهه 40 و 50 مسجد هدايت را در خيابان استانبول به كانون ضدارتجاع و ضد ديكتاتورى و به كانونى براى تجمع و آموزش و قوت قلب مجاهدان و مبارزان آن روزگار تبديل مىكرد. هم‌چنين به محلى براى كمك به آنهايى كه بايد كمك كرد. از همين حالا براى استفاده از اين فرصت و براى آزاد كردن مساجد از دست حكومت طراحى كنيد. هم‌چنان‌كه در 26تير در دانشگاه تهران چنين كرديد. نبايد گذاشت رژيم پليد ولايتفقيه مسجد و مدرسه و دانشگاه و زير زمين ادارات را به زندان و شكنجه‌گاه و تريبون شعبده‌هاى سياسى خود تبديل كند.پيش به‌سوى آزاد كردن مسجدها از جاهليت و ارتجاع و از شرك و بت پرستى. رمضان امسال اين چنين مبارك مى‌شود.

مسعود رجوى
28مرداد1388

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

سرمقاله نيويورك تايمز, 22 اوت 2009

- طي نامه‌يي به يك پارلمانتر بريتانيا در ماه گذشته، يك مقام ارشد وزارت‌خارجه تأكيد كرد كه آمريكا بيشترين تلاش خود را مي‌كند تا با 3400 نفر تبعيديان ايراني كه در كمپ اشرف در شرق عراق، بطور انساني رفتار شود. دو هفته بعد از اين، در درگيري بين تبعيديان و پليس عراق 11 نفر از اين ايرانيان كشته شدند و 36 نفر هم توسط نيروهاي عراق بازداشت گرديدند. نيروهاي آمريكا از اين كمپ از سال 2003 حفاظت كرده بودند اما اخيراً اين مسئوليت را به نيروهاي عراقي واگذار كردند.
بغداد وعده داد كه اين تبعيديان حفاظت خواهند شد. هيچ سندي رسمي معتبري از وقايعي كه پيش آمده نيست. اما بنظر نمي‌رسد كه به اين وعده‌ها عمل شده باشد.دولت عراق ادعا كرده كه وقتي نيروهاي عراقي وارد اين كمپ شدند تا ظاهراً يك ايستگاه پليس داير كنند، تبعيديان سنگ و كوكتل پرتاب كرده‌اند. تبعيديان فيلمهاي نيروهاي عراقي را پخش كرده‌اند كه نشان مي‌دهد مشغول ضرب و شتم ساكنان كمپ هستند و آنها را با چماقها كتك مي‌زنند و با خودروها زير مي‌گيرند.

پاسخ دولت آمريكا ضعيف بوده است. مقامات[آمريكا]، گفتند آنها به عراق فشار وارد مي‌كنند تا به وعده‌هايش عمل كند اما هرقدر كه بتوانند زيرا كه درحال حاضر عراق، مسئوليت را برعهده دارد. ساكنان اين كمپ؛ اعضاي مجاهدين خلق ايران(ام.ئي.كا) هستند كه متعهد به سرنگوني حكومت تهران مي‌باشد. صدام حسين طي جنگ ايران و عراق از آنها در عراق استقبال كرد و از آن زمان اينها در كمپ اشرف اقامت داشته‌اند. دولتِ عمدتاً شيعيِ عراق اكنون روابط خوبي با ايران دارد و علاقه‌و انگيزه‌يي نسبت به ام.ئي.كا ندارد.

آمريكايي‌ها در بهترين حالت دوپهلو هستند. اين گروه كه برخي آن را يك سكت مي‌بينند در ليست تروريستي آمريكا قراردارد بخاطر اينكه؛ در گذشته‌ي دور عليه آمريكا و اخيراً عمدتاً عليه ايران حملاتي انجام داده است. در سال 2004 آمريكا كه در صدد بود عراق را تثبيت كند به ساكنان اين كمپ، بعد از اينكه تروريزم را كنار گذاشتند و سلاحهاي خود را تحويل دادند، تحت كنوانسيون چهارم ژنو، استاتوي اشخاص حفاظت‌شده داد.

ساكنان اشرف مي‌گويند واشِنگتن اكنون اين تعهد را زيرپا گذاشته است. آنها يك شكايت مشروع دارند اما ام.ئي.كا هيچ تلاشي جهت كاهش تنشها با عراق نكرده است.ايالات متحده نبايد كنترل اشرف را از سر بگيرد اما بايد به نوري مالكي نخست‌وزير عراق هشدار بدهد كه از اين پس بيش از پيش چگونگي رفتار با اين تبعيديان را مانيتور خواهد كرد.

دولت عراق بايد بطور رسمي آنها كه دستگير شده‌اند را متهم كند و آنها را منصفانه محاكمه نمايد و براي جلوگيري از تكرار خونريزيِ ماه گذشته، گامهايي بردارد. اگر عراق مصمم به بستن اين كمپ است، واشنگتن، بغداد و ملل‌متحد بايستي پروسه‌يي را براي اينكار ايجاد كنند.

ساكنانِ اين كمپ بخاطر اينكه اين گروه، نامگذاريِ تروريستي شده، از جابجايي به بسياري از كشورهاي ثالث منع شده‌اند. يافتن يك راه‌حل، ساده نخواهد بود اما هيچيك از اين تبعيديان نبايد به‌زور و اجبار به ايران بازگردانده شوند.

۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

اين است رژيم پليد ولايت- مسعود رجوي

و اكنون اين كروبي است كه پس از 10روز نامه يي را كه به رفسنجاني نوشته است، ناگزير منتشر مي‌كند. از شقاوتها و شناعت هايي مي‌گويد كه هنوز از آن برخود مي لرزد. به نقل از افرادي كه «داراي پستهاي حساس در اين كشور بوده‌اند» و به گواهي «نيروهاي نام و نشان دار» در همين رژيم مي‌گويد.
-مي‌گويد كه به پسران و دختران اين كشور حتي فرزندان مقامات و همدستان همين رژيم آن‌چنان وحشيانه در زندانهاي ولايت فقيه تجاوز شده است كه قربانيان «دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند».

- «از دستگيريهاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات، از حمله به خانه‌هاي مردم، برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانمها در سطح خيابان‌هاي شهر» سخن مي‌گويد و «از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتون را خرد كردن، آن‌چنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز هم‌چنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است».

-هم‌چنين از «هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند »سخن مي‌گويد.

به‌راستي كروبي هم ديگر به تنگ آمده و اكنون پس از 21 سال به همان‌جا مي رسد كه منتظري رسيد. آقاي كروبي به‌درستي و با همان توصيف منتظري پس از قتل عام زندانيان در سال 1367 مي‌نويسد: « اتفاقي در زندانها رخ داده است كه چنان‌چه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌يي است ... كه روي بسياري از حكومتهاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد».

اي كاش كه آقايان منتظري و كروبي و ديگراني كه از اين پس به آنان مي‌پيوندند، از سي سال پيش نسبت به همين شقاوتها و شناعت ها بيدار و هشيار شده بودند.افسوس... اما باز هم دير نيست و بني‌بشر براي جبران مافات تا لحظه وفات فرصت و امكان بازگشت دارد.تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا . به خدا و خلق باز گرديد و توبه بازگشت نا پذير نصوح به جاي آوريد.آخر در زندانها و شكنجه گاههاي خميني و لاجوردي و در واحدهاي مسكوني قزل حصار از اول همين بساط بود. فتواي خون كشيدن از زندانيان قبل از اعدام براي جبهه هاي جنگ ضدميهني را به ياد داريد؟

فتواي تجاوز به دختران قبل از اعدام براي اين‌كه به بهشت نروند را به ياد داريد؟ گمان مي‌كنيد پاسدار شكنجه گر احمدي نژاد يا پاسدار شكنجه گر حسين شريعتمداري از كجا و طي چه پروسه يي به قعر جنايت و رذيلت و وقاحت درغلتيدند؟

بسياري شاهدان، هنوز حيّ و حاضرند هر چند كه هزاران و هزاران تن ديگر از آنان تيرباران يا به دار كشيده شدند.نگاهي هم به صحنه‌هاي جنايت دست آموزان رژيم ولايت در اشرف بيندازيد. باور كنيد كه ميليونها نفر در سراسر جهان به خود لرزيدند، اشك ريختند و خونشان به جوش آمده است. در عين حال در برابر پايداري شگفت فرزندان رشيد ايران براي آزادي، سر تعظيم فرود مي آورند و به حتميت پيروزي مردم ايران يقين مي كنند.

تقريبا 40 روز پيش، كروبي در نهم تير نامه سرگشاده يي به ملت ايران نوشت. صرفنظر از مايه هايي كه هنوز هم براي نظام نجاست ولايت مي گذارد، نوشته بود : «لازم مي‌دانم ابتدا از مردم ايران عذرخواهي کنم؛ هم به خاطر چندين ماه اصرار و ابرام براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و هم به خاطر همة آن عزيزاني که در اين مدت زحمات زيادي را براي آنها موجب شدم .... اذعان مي کنم که بسياري از شما پيشتر و دقيق تر مي دانستيد که چه خواهد شد و متوجه شده بوديد،همان گاه که مي‌پرسيديد ”چه تضميني براي آراي ما وجود دارد“، يا زماني که مي‌گفتيد ”نتيجة انتخابات معلوم است و شما آب در هاون مي کوبيد” ».

واضح است كه تا همين جا هم كه كروبي قدم برداشته، بهاي سنگيني دارد. تا همين جا هم شايسته و ارزشمند است و خدا از معاصي كبيره در خدمت به يزيديان و فرعون و طاغوتهاي عمامه دار زمان مانند خميني و خامنه اي، مي‌كاهد. اين البته به رابطه او و هركس ديگر، با آفريدگارش برميگردد. آن‌چه من ميخواهم با آرزوي در امان ماندن كروبي از گزند خامنه اي و دژخيمان و جلادانش بگويم، تنها يك نكته است. نه فقط به او، بلكه خطاب به همة آنهايي كه در درون يا حاشية همين رژيم به‌ستوه آمده و از كثرت و غلظت فاجعه ها و ستم اكنون به خود مي‌لرزند. چه خوب كه بخشي از حقيقت تكان دهنده را بيان مي‌كنيد و به همين ميزان نزد خلق و خالق مأجوريد. اما باور كنيد كه خانه از پاي بست ويران است و خشت ولايت از روز اول كج و برخلاف رأي و حاكميت ملّت و با خنجر و خيانت نسبت به انقلاب ضدسلطنتي كار گذاشته شده است.جرثومه و امُ الفساد ، همين رژيم ولايت و حاكميت آخونديست.

در اوين يا كهريزك يا هزاران زندان و شكنجه گاه و خانه‌هاي امن اطلاعات و سپاه هيچ فرقي نمي‌كند. از كوزه همان برون تراود كه در اوست. دادگاهها و تبليغات و اتهامات و برچسبهاي اين رژيم، از ابتدا، همين بود. كدام كلمه بود كه خميني آن را ذبح نكرده باشد؟

مگر نمي گفت كه مجاهدين خرمنهاي روستاييان را آتش مي زنند؟

مگر به تناوب نميگفت جاسوس شوروي و عامل آمريكا و اسرائيل و بعثِ عراق هستند؟بله، اين رژيم، همان است كه بود. تنها راه، آزادي و حاكميت مردم است. اين تمامي حقيقت است. به‌خدا سوگند كه در بيان اين حقيقت به اندازه دانة ارزني هم منفعت شخصي يا گروهي را در نظر ندارم. با اشرفيان خونفشان و با اشرف نشانان در ايران و سراسر جهان براي چادر زدن در خاوران هم اعلام آمادگي و ثبت نام كرده‌ايم. اگر خواستار آسودگي و خلاصي خود و رها شدن مردم ايران از اين همه ظلم و ستم هستيد، اين تمامي حقيقت است. تنها راه، آزادي و حاكميت مردم ايران است.درست به‌همين دليل، به‌خاطر عصمت جسم وجان و روح و روان مردم ايران، و همان پسران و همان دختران، و به‌خاطر سعادت و حق حاكميت يك خلق در محنت و زنجير، با تمام وجود فرياد بزنيد :
مرگ بر ديكتاتور مرگ بر خامنه اي
حكومت آخوندي، سرنگون! سرنگون! سرنگون!
مسعود رجوي18 مرداد 1388

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

تعميق شقه در بالاي رژيم و تداوم قيام در ميان توده مردم

مسعود رجوي- 14 مرداد1388
به جوانان و دانشجويان و مردم آزادة تهران، به هسته هاي مقاومت و نيروهاي انقلاب دموكراتيك مردم ايران،با سلام و تبريك به مناسبت يكصدو سومين سال انقلاب مشروطه عليه استبداد و مشروعه، با درود به روانهاي والاي سردار ملي ستارخان و سالار ملي باقرخان و كهكشان 103 سالة شهيدان،و با ياد عليرضا نوجوان 12 ساله يي كه پنج‌شنبه 8مرداد در بهشت‌زهرا بر اثر ضربة مغزي به شهادت رسيد.

راستي كه مردم و جوانان و دانشجويان و هسته ها و نيروهاي انقلاب دموكراتيك مردم ايران، امروز وپريروز، در روزهاي 12و 14مرداد گل كاشتند. دست مريزاد كه بساط قواي سركوبگر دشمن را لوله كردند و درهم پيچيدند. به‌رغم همة ترتيبات و تمهيدات حكومت آخوندي طاق بالاتري زدند؛ بسا مهمتر وبرتر از قيامهاي پياپي تيرماه. چرا كه مشخصاً ولي فقيه ارتجاع و گماشته او را هدف قرار دادند. آن هم در روزهاي تنفيذ و تحليف كه براي خامنهاي و ديكتاتوري ديني اهميت حياتي دارد و با ساير ايام قابل قياس نيست. در رژيم ولايت فقيه و قانون اساسي آن به نصب رئيس جمهور توسط ولي فقيه ارتجاع «تنفيذ» مي گويند. يعني رياست جمهوري، جداي از هرگونه رأي و رأي گيري و نمايش انتخاباتي، وقتي «نافذ» و عملي است كه توسط ولي فقيه نصب شود و رأي مردم اصالت ندارد.
خميني در 12مهر 1358 ، تقريباً 4ماه قبل از اولين انتخابات رياست جمهوري در اين رژيم، و حتي قبل از اين‌كه قانون اساسي ولايت فقيه تدوين و تصويب شود، بدون هيچ تعارف و رودربايستي به صراحت گفت : « حكم رئيس جمهور، اگر همراه با نصب ولي فقيه نباشد غير مشروع است. طاغوت است. اطاعت او اطاعت طاغوت است». خامنه اي هم در مقام رئيس جمهورارتجاع درنماز جمعة اول بهمن 1366 در بارة ولايت فقيه و حوزة اختيارات آن بي‌پرده گفت:« اكثريت مردم چه حقي دارندكه قانون اساسي را امضا و لازم الاجراكنند؟» در فاشيسم ديني ،آن چنان‌كه خميني در كتابش تعريف كرده است، ولايت فقيه در حكم ولايت بر صغار و قيمومَت محجورين است .
اين‌جاست كه ارزش كيفي قيام 12مرداد و ادامة آن در 14مرداد روشن مي‌شود. روشن مي‌شود كه مردم و جوانان دلير و بي‌باك با قيام و تظاهرات و اعتراضات خود در سراسر تهران در روز «تنفيذ» كه روز نصب احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور توسط ولي فقيه باشد، كاري انجام دادند، كارستان!
سر مار ولايت را نشانه گرفتند . براي بركندن و برانداختن ريشة اين شجرة خبيثه سينه سپر كردند. چنين بود كه جوانان اشرف نشان قيام را يك مدار بالاتر بردند و به آن طاق جديدي زدند.از آن‌سو، شقه در بالاي رژيم عريان و هويدا شد. آن‌قدر كه خامنه اي ناگزير به زبان آورد كه «بعضي از خواص هم البته مردود شدند، اين انتخابات بعضيها را مردود كرد». به اين مي گويند آغازِ پايان و استارت سرنگوني . همان چيزي كه تاكنون ولي فقيه ارتجاع به‌شدّت از اذعان به آن پرهيز داشت. هر چند كه از اين پيشتر حتي هادي غفاري هم به خامنهاي گفت «مرده شور تركيب تو را ببرند» !
آخر زمانِ «مردوديت و مرگ»، و مرحلة پاياني نظام ولايت و ناديده گرفتن حاكميت ملّت فرا رسيده و هركس به زبان خاص خودش به آن اشاره و اذعان مي‌كند. اكنون اين خامنهاي است كه دربارة تجربة شعبدة انتخاباتي مي‌گويد : «تجربة اين است كه باور كنيم كه هميشه امكان ضربه زدن از سوي دشمنان هست» . « اگر فراموش كنيم كه دشمناني در كمين انقلابند ضربه خواهيم خورد». «يك دسته مخالفان عصباني و زخم خورده هستند، مطمئنا اينها در اين دورة چهار ساله در مقام معارضه با دولت برخواهند آمد». «آسيب زنندگان بايد شناسايي بشوند، مورد مواخذه قرار بگيرند هركي باشد».
خامنه اي مي‌خواهد همان چيزي رابگويد كه سه روز پيشتر احمدي نژاد در جمعي از بسيجيان، به زبان روشنتر گفته بود: «بگذاريد مراسم تحليف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، يقه‌شان را مي‌گيريم و سرشان را مي‌چسبانيم به سقف» !
بيچاره كودن پاسداري كه ولي فقيهِ او صداي انقلاب مردم ايران و كوبيده شدن سر رژيم بر زمين را شنيده، اما برون رفت و تنها راه گريز را در چسباندن سر مخالفان به سقف يافته است.
اما «نوابغ نظام» را هم بنگريد. نوابغ ارتجاع از قبيل لاريجاني، در مجلس تحليف احمدي نژاد ، از قضا در سالروز انقلاب مشروطيت، هنوزبه « تئوري مردم سالاري ديني» پُك مي‌زنند و برآنند تا با سخافتي سخت متعارض و برملا شده درطول 30 سال، خود را تسكين بدهند.همزمان، در اطراف مجلس و درنقاط مختلف تهران، پاسداران و بسيجيان و اطلاعاتي‌ها و لباس شخصي‌هاي نظام به تزريق و توسعة « مردم سالاري ديني» با گاز فلفل وگاز اشك آور و با چوب و چماق و باتون و ماشينهاي آبپاش اشتغال داشتند. به بيمارستانهاي اطراف مجلس آماده باش داده بودند.
حرف درست و دقيق را اما آخوند جنتي در جمعه بازار 9مرداد به زبان آورد و بي تعارف گفت: « آيا اتفاق تازه يي افتاده توي اين انتخابات كه سابقا نبوده؟ اگر اين انتخابات باطل است، تمام انتخابات سي سال باطل است».
اين تنها حرف درست جنتي در سي سال گذشته است. چند روز قبل از آن هم شمه ديگري از مشخصات «مردم سالاري ديني» و تفاوت آن با «مردم سالاري سلطنتي» را در نامة كروبي به وزير اطلاعات آخوندها آموخته بوديم. كروبي نوشته بود : «من از شما مي پرسم آيا زندان در جمهوري اسلامي تعريف مشخصي دارد يا اين‌كه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زيرزمين ادارات و وزارتخانه‌ها... روزها نگه داشت و شكنجه روحي كرد»؟
اين هم از موارد مصرف مسجد و مدرسه و زيرزمين ادارات و وزارتخانه ها در «مردم سالاري» ولايت فقيه است كه از مسجد و مدرسه و دانشگاه تا دين خدا و كتاب خدا، شكنجه و شكنجه گاه مي‌سازد. آخر اين رژيم، خودش شكنجة مجسم مردم ايران است. آن‌قدر كه ابتذال دادگاههايش، تهوع و انزجار و اعتراض «خودي» ها را هم بر مي انگيزد و يكي پس از ديگري از ولي فقيه حكم مردوديت دريافت مي‌كنند.
يك نگاه به ليست غايبان مراسم «تنفيذ» و «تحليف»، عمق شقة رژيم و شكستن طلسم هيولاي ولايت و هم‌چنين استارت سرنگوني فاشيسم ديني را نشان مي‌دهد.
آهاي بچه هاي تهران و سراسر ايران!
دليران بي باك و اشرف نشان!
مبادا به قيامهاي 12 و 14 مرداد و هم‌چنين به عمق شقه و شكاف در بالاي رژيم ميراي آخوندي كم بها بدهيد. قيام به هر قيمت بايد بيشتر و بيشتر عمق و گسترش پيدا كند و خواهد كرد. هركس كه با ديكتاتوري ديني و با ولايت فقيه نيست و هركس كه به حاكميت مردم و رأي مردم پايبند است، با ماست. پيروزي، محتوم و در تقدير است. بايد بهاي آزادي خلق و ميهن را، هر چه باشد، پرداخت.
در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادي ايران
رود خروشان خون شهيدان ضامن پيروزي محتوم خلق ماست
مسعود رجوي14مرداد1388

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

حماسه فروغ ايران در اشرف- مسعود رجوي-9 مرداد 1388


سلام به قهرمانان اشرف،ساعت 3 نيمه شب است . اولين فرصتي است كه توانستم پيامي برايتان بنويسم. در حقيقت 36 ساعت بعد از شروع حمله، بسيار ضروري مي ديدم چند سطري بنويسم اما به تأخير افتاد.قبل از هر چيز، حال و احساسات شما را بخوبي ميتوانم بخوانم ، بفهمم و با گوشت و پوست حس كنم. ميدانم كه چقدر گداخته و در حالت انفجار هستيد.ميدانم كه چقدر از جفا و خيانت و شقاوت كه در حق اشرف روا داشته اند، ميسوزيد و ميخروشيد. ميدانم كه تاب تحمل شهادتها و جنايتهايي را كه در حق ما روا داشته اند، نداريد. ميدانم كه خونتان به جوش مي آيد و سراپاي وجودتان داغ و تب دار ميشود و گاه به زمين و زمان بر مي شوريد و ميخواهيد با هر كس و ناكسي كه با ما چنين كرده، دل خالي كنيد. ميدانم كه بارها و بارها مشتاقانه آرزو كرده ايد كه كاش به جاي اين يكي يا آن يكي شهيد بوديد.ميدانم كه به سعادت و شرف و افتخار شهيدان غبطه ميخوريد.ميدانم كه سراپاي پيكرتان در گرما و طوفانِِ خاك و در اثر ضربات مزدوران ارتجاع، لبريز از درد و رنج است.ميدانم كه گاه ميخواهيد تمام وجودتان را در حنجره به فرياد تبديل كنيد.ميدانم كه مثل خودِ من، با ديدن پيكر شهيدان، با ديدن پدر و مادر و خواهر حنيف شهيد يا پدر سياوش، يا برادران و خواهرانمان كه در عين جراحت در تلويزيون به جوانان و مردم ايران دلداري و پيام پيروزي ميدهند، هم اشكهايتان سرازير ميشود، و هم قفسه سينه هايتان تحمل قلبتان را ندارد و قلبتان ميخواهد به بيرون از قفسه سينه پرتاب شود و پرواز كند.....اين را هم ميدانم كه فيلمها و تصاوير ، هرچند دنيايي را تكان داده است، اما بهخدا سوگند بخش ناچيزي از واقعيت صحنه ها را منعكس ميكند. تنها نوك كوه آهن و پولاد و نوك سلسله جبال عشق و ايمان را بازتاب ميكند. در عين حال، اين را هم ميدانم كه سرشار از غرور و سرفرازي و شكوه و پايداري هم هستيد. در عين حال، با قلبها و ضميرهاي پاكتان احساس ميكنيد كه در اين سه روز، سقفهاي بالا بلندي زديد كه خيلي چيزها را چرخانده و آثار آن در آينده بارز ميشود. راستش را بخواهيد، نه عراقيها و نه آمريكاييها و نه هيچكس ديگر، اين قسمت از توان و ايمان اشرف و مجاهدين را نديده بود.

سلام بر مريم رهايي كه زادگان انقلابش، گوهران بي بديل و تكيه گاهها و نواميس آرماني را اينچنين مُطهّر و درخشان و پرفروغ كرد.خداوندا چه موقع ميشود كه در باره شما و ايستادگيتان گفتنيها را بگويم. «يك سينه سخن دارم، گو شرح دهم يا نه؟»بگذريم، و تشريح اين را بگذاريم براي بعد.

امشب فقط ميخواهم چند نكته ضروري را با شما در ميان بگذارم :

1- شك نكنيد كه يورش ارتجاع در اشرف و ايستادگي شگفت شما در اين 3 روز، در پيوند با قيام سراسري مردم ايران است. اين را بايد «حماسه فروغ ايران» خواند.2

- اين هم يكي ديگر از اشتباهات بزرگ خامنه اي بود كه دود آن به چشمش و به چشم مزدوران ارتجاع در عراق خواهد رفت. نه او و نه مالكي هرگز گمان اين چنين ايستادگي و اينچنين درخشش جهاني نمي كردند.

3- مالكي سرنوشت سياسي خود را با ولي فقيه ارتجاع گره زد. به مجاهدين و اشرف كم بها داده بود. هرگز فكر نمي كرد يك ابوغريب مالكي ساخته، تا ابد بر پيشاني او مُهر سياهي و تباهي و جنايت عليه بشريت ميزند.

4-از يكطرف زمانبنديها را به دقت، طوري انتخاب كرد كه نه فقط به ما، بلكه به همة نيروهاي ملي عراق و حتي به عوامل و اطرافيان خودش هم چنين القا كند كه كشتار مجاهدين با چراغ سبز آمريكاييها انجام ميشود. از طرف ديگر بعد از 30ژوئن و انتقال نيروهاي آمريكايي به خارج شهرها، آنها را هم قانع كرده بود كه گويا ميتواند با روشهاي غيرمرگبار يعني بدون كشتن و تيراندازي، كارش را در اشرف پيش ببرد بهشرط اينكه آنها مداخله نكنند. اما براي شليك و كشتار پشتش فقط به ولي فقيه ارتجاع گرم بود. در مسئوليت سنگيني كه دولت آمريكا بر عهده دارد البته جاي ترديد نيست.

-صدها بار تكرار كرده ايم كه انتقال حفاظت اشرف به نيروهاي عراقي، فاجعه انساني بهدنبال دارد مخصوصاً قبل از اينكه دولت عراق به حقوق قانوني مجاهدان اشرف اذعان كند.

-صدها بار تكرار كردهايم كه انتقال حفاظت به دولتي كه عوامل رژيم در آن دست بالا را دارند، غيرقانوني، غير منصفانه ، غيراخلاقي و برخلاف قوانين و كنوانسيونهاي بين المللي و به ويژه برخلاف قانون انساندوستانه بين المللي است.

-صدها بار تكرار كردهايم كه راه حل مسأله عراق خلع يد از رژيم حاكم بر ايران و پايان دادن به اشغال خزنده و افعيگونه آن است . افعي ولايت در هيچ كجا كبوتر نمي زايد.

اكنون بنگريد كه رژيم پليد آخوندي كجا را و چه چيز را در عراق سالم باقي گذاشته است؟

آيا از صدور تروريستم و ارتجاع و الگوي فاشيسم ديني جز توحش و غارت و سرقت كه سراپاي عراق را هم به خود آلوده است، انتظاري ميرود؟

5-با اينهمه شما، بيسلاح و بيدفاع، بيزره و حتي بيكلاه، از سر و دست و پا و از جان و روح و روان خود، سلاحي شگفت خلق كرديد. با درد و رنجي بيكرانه و با اثري ماندگار و خاطرهيي جاودانه.آنقدر كه در كمتر از 24ساعت، دقيقاً از وقتي كه تيراندازي و كشتار با انتشار فيلمهاي صحنه در سراسر جهان برملا شد، صحنه چرخيدن آغاز كرد . در اين هنگام اشرف به خبر اول دنيا تبديل شده بود. يك منبع موثق خبري گزارش كرد كه در36ساعت اول، رسانه هاي غربي و عربي دستكم 3600 خبر در بارة اشرف منتشر كردند كه در ميان آنها بسياري گزارشهاي تكاندهنده وجود داشت.

6- از سيدني تا اتاوا و از رُم تا واشينگتن، هموطنان و بسياري جريانهاي سياسي به جوش و خروش آمدند. هرگز در اين ساليان نديده بودم كه خون شهيدان و ضرباتي كه پيكر مجاهدان تحمل كرده است اين چنين سريع صحنه را بچرخاند. آنقدر كه دولت عراق مجبور شده سربازان را بياورد و دست و پاي آنها را بهطور نمايشي گچ بگيرد و به شبكه هاي تلويزيوني رژيم (العالم و پرستيوي) نشان بدهد. بيچاره گمان ميكند كه ولي فقيه طلسم شكسته ميتواند او را از مخمصه برهاند. اما اين تازه شروع ماجراست. هركس كه توانسته باشد در برابر خميني سينه سپر و قد علم كند از پس كپيچسبانهاي دست چندم و حقير او نيز برميآيد.

7 -روز چهارشنبه عفو بين الملل درخواست يك اقدام فوري صادر كرد كه بر طبق آن يك الي يك ونيم ميليون نفر از اعضاي آن در سراسر جهان طبق فرمهاي عفو بين الملل به مقامات عراقي ايميل و نامههاي اعتراض بنويسند. عفو بين الملل در اطلاعيه بعدي خود ميگويد كه عراق كشته شدن افرادي را در كمپ اشرف تائيد كرده است. يك مقام ارشد امنيتي در استان ديالي به خبرگزاري فرانسه گفت «براساس اطلاعات ما 7 نفر در روز سهشنبه و 4 نفر در دو روز بعد كشته شدند» . او همچنين گفت كه بيش از 300 نفر از مجاهدين خلق زخمي و بيش از 50 نفر از آنان دستگير شدهاند.

8- سازمان جهاني عليه شكنجه از اينكه نيروهاي امنيتي عراق با بولدوزر وارد كمپ اشرف شده و از نارنجك، گاز اشكآور، گاز فلفل و آبپاش استفاده نموده و افراد را مجروح كرده اند، بشدت ابراز نگراني كرد و اعلام نمود:«از آنجاكه اعضاي مجاهدين بهطور داوطلبانه خلع سلاح شدهاند، به عنوان افراد حفاظت شده تحت بند27 كنوانسيون 4 ژنو محسوب شده و اين امر بهطور آشكار تعهدات آمريكا مبني بر اجراي پروتكلهايي كه امضا كرده است را ميرساند.با توجه به رويدادهاي اخير، سازمان جهاني عليه شكنجه مقامهاي آمريكايي را فراميخواند تا به اقدامات ضروري براي حفاظت موثر از ساكنان اشرف دست بزند و از دولت عراق نيز خواستار تامين سلامتي جسمي و رواني آنها ميشود».

9-پارلمانترهاي ايتاليا در ميانة سخنراني مريم در بارة اشرف بهطور خود انگيخته قطعنامه پيشنهاد كردند.-حقوقدانان و وكلا و پارلمانترها در آمريكا و ساير كشورها پشت سر هم كنفرانسهاي مطبوعاتي گذاشتند و صراحتاً گفتند كه اين همان ابوغريبي است كه مالكي مسئول آن است و دولت آمريكا هم بايد در اينباره تحقيقات كند و گزارش رسمي ارائه بدهد.

10-دكتر صالح مطلك همراه با 50پارلمانتر عراقي ، « صحنههاي شليك و ضرب و شتم انسانهاي بيسلاح و بيدفاع را كه در سراسر جهان مخابره شده است » بهعنوان « يك جنايت شنيع و ضد انساني» كه « در برابر محاكم عراقي و بين المللي قابل محاسبه است» خواندند؛ «يك لكه سياه براي آمران و عاملان كه نيروهاي سياسي و مردم عراق فقط بايد از آن تبري بجويند» و اعلام كردند « اين جنايت ربطي به مردم و كشور عراق ندارد و خواهان محاكمه همة دست اندركاران آن هستيم».آقاي طارق هاشمي نايب رئيس جمهور عراق نيز صراحتاً عملكرد مالكي را محكوم كرد و به سوال كشيد. شنيدم كه يكي از رهبران برجستة كُرد به مالكي گفته است كاري نكن كه مردم بگويند اگر صدام بود، بهتر بود و حداقل اينقدر كشتار نميكرد....

- پارلمانتر و روحاني برجستة عراقي اياد جمال الدين در الحره گفت :«دولت عراق بايد از مجاهدين عذرخواهي كند. زبان از بيان حزن و اندوه بسيار در قبال تهاجم نيروي ضد شورش به افرادي بيدفاع كه بر اساس قوانين و ميثاقهاي بين المللي پناهنده محسوب مي شوند، قاصر است. اين تعدي هرگز در يك كشور اروپايي يا كشورهاي ديگر رخ نميدهد و لذا ميگويم كه عذرخواهي دولت حفظ حيثيت و آبروي عراق و حيثيت روند سياسي است. تعدي به مجاهدين خلق تعدي به شرف و كرامت عراق و تعدي به حيثيت روند سياسي و حيثيت دولت و پارلمان است».

11 - مجله تايم مي نويسد كه دولت عراق يك علامت خشنود كننده براي آيت الله هاي ايران فرستاده و به طرز وحشيانه يي اين تبعيديان را سركوب كرده است؛ همان چيزي كه خامنه اي در فوريه گذشته از جلال طالباني خواسته بود. اما مجاهدين پاسخ تهديدهاي بغداد را با عزم خود در خودداري از ترك اين كمپ دادند . تحت فشار قراردادن ناگهاني اشرف، بيشتر به درخواست آزار دهنده رژيم ايران براي قفل كردن مخالفانش در داخل و خارج ربط دارد تا به منافع ملي عراق. رژيم ايران، كه از تداوم نا آرامي هاي انتخابات اخير بعنوان مهمترين تهديد آن از انقلاب سال 1979 تا كنون بشدت خشمگين است ، ممكن است النهايه پايش را در مورد مجاهدين محكم بر زمين كوبيده باشد.

12-وزير خارجة آمريكا و سخنگويان اين وزارتخانه و سخنگوي ارتش آمريكا وارد شدند و براي ارائة خدمات پزشكي كه تا آن ساعت بهكلي از آن محروم بوديم، اعلام آمادگي كردند.

-سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت مقامات سفارت آمريكا با اعضاي دولت عراق، كه بار ديگر نسبت به رفتار «انساني» با اعضاي مجاهدين خلق، اطمينان دادند، ملاقات كردندو ايالات متحدة امريكا پيشنهاد ميكند كه اجازه داده شود يك تحقيق امريكايي در رابطه با كشتهها و زخميها صورت گيرد.

-رؤساي كميتة سياست خارجي گنگره آمريكا از هر دو حزب در يك بيانة مشترك گفتند « دولت عراق بايد به تعهداتش حول سلامت ساكنان اشرف پاسخ دهد و از بازگرداندن غير داوطلبانة آنها به ايران جلوگيري كند »

13-عقب نشيني دباغ و دولت عراق از ادعاهاي قبلي بسيار چشمگير است. اول به كلي منكر شدند كه حتي يك گلوله شليك كرده باشند، بعد گفتند كه دو تن از كشته ها را مجاهدين خودشان از پشت زده اند. سرانجام همة شهداي اعلام شدة ما را پذيرفتند و خبرگزاري فرانسه گزارش كرد دو پليس را هم كه ميگفتند مجاهدين كشتند كسي در بغداد تأييد نميكند. يك ادعاي رذيلانه ديگر هم اين بود كه گفتند وقتي ما وارد قرارگاه مجاهدين شديم خودشان دو نفر را تير زده و كشته بودند و بر روي سينه آنها به فارسي نوشته بودند « خائن» .

14-نيويورك تايمز نوشت : «در يك تناقضگويي آشكار، آقاي دباغ گفت كه در جريان حمله، نيروهاي امنيتي تنها به شليك هوايي مبادرت كرده و از شليك به ساكنان خودداري كرده اند. آقاي دباغ گفت كه اعضاي مجاهدين خلق نيروهاي امنيتي را با پرتاب كوكتل مولوتف و سنگ، هنگامي كه قصد ورود به كمپ را داشتند تحريك كرده اند. «نيروهاي ما به شيوهيي مسالمت آميز به اين كمپ رفتند اما ساكنان به سمت آنان سنگ پرتاب كردند». اما روز چهارشنبه فيلمهاي ويدئويي كه توسط سازمان مجاهدين توزيع شد، نشان ميداد كه نيروهاي امنيتي درحال حمله به ساكنان با چوب و چماق و آبپاش در حال ورود به كمپ ديده ميشدند. اعضاي سازمان مجاهدين ديده ميشدند كه تلاش ميكنند تا با ايجاد ديوار انساني از ورود نيروهاي امنيتي جلوگيري كنند. هيچ نشانهيي از اين كه شيئ يا چيزي به سمت نيروهاي امنيتي پرتاب شده است وجود نداشت».

15-هرچند كه دروغ و دغل پايان ناپذير است اما در فاصلة دو روز، دولت عراق در يك موقعيت بسيار مفتضح و نفرت انگيز تدافعي قرار گرفت و حقانيت و مظلوميت و پايداري پرشكوه مجاهدين كه اصل موضوع است در جهان زبانزد شد. برخي دولتها مانند بلژيك از سفيران خود خواهان تحقيق در باره حوادث اشرف شدند.

16-سفارت عراق درتهران در يادداشتي به وزارتخارجة رژيم آخوندها درخواست كمك كرده است، سفارت عراق با وزارتخارجة رژيم تماس گرفته و ميگويد شهروندان ايراني مستمرا با تلفن و نامه ما را با قويترين كلمات مورد اعتراض قرار ميدهند و در اين شرايط حفاظت ما بايد تقويت شود.

17-شگفتا كه حماسه فروغ ايران، هم با قيام و هم با سالگرد قتل عام و هم با سالگرد فروغ عجين شده است و شما همة اينها را به يكديگر پيوند زده و به نام خود مُهر كرديد. پس مبادا به آنچه كه انجام داديد و به آنچه چرخانديد و به آنچه بايد در آينده محقق كنيد كم بها بدهيد.

18- به چشم ديديد كه خودمان نقش تعيين كننده داريم و بازهم «كس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما »خوشا به تك تك شما كه به عهد خود وفا كرديد و باز هم بر پيماني كه براي پايداري 88 بستيد، استوار هستيد و خواهيد بود. -به چشم ديديد كه اگر اشرف بايستد جهان به ايستادگي بر مي خيزد. خوشا صاحبان دستها و پاها و صورتها و كمرها و كتف هاي آسيب ديده كه هرچند جگر سوز و دلخراش است اما دست دشمن را كوتاه و روي او را كم كردند.

19- بعد از حماسه فروغ ايران و قيمتي كه پرداختيد، ميتوان و بايد به پيروزي رسيد؛ بهشرط اينكه مجاهدين و هوادارانشان از اشرف تا سراسر جهان و داخل ايران قيمت ايستادگي را همچنانكه تا كنون پرداخته اند باز هم بپردازند. خداوندا! سخن گفتن از پرداخت قيمت براي آزادي خلق و ميهن چقدر ساده اما عمل كردن به آن تا كجا سخت و پيچيده و پُر درد و رنج است.

20-مبادا به اين موقعيت هرچند هم كه شرايط سخت و دشوار باشد، كم بها بدهيد. بهخصوص كه ما، از قبل، صفحة بازگشت به مهين را با شرايط مشخص باز گشودهايم و رئيس جمهور برگزيدة مقاومت آن را رسماً در رُم در روز قبل از حمله به اشرف اعلام و جهاني كرد. -بقية حرفها را به فرصتهاي بعدي وا ميگذارم، اگر يادتان باشد 29سال پيش در امجديه گفتيم : يقين كنيد، يقين كنيد كه هر دستي كه از مجاهدين بشكند، ده دست به آنها افزوده ميشود و هر چشمي كه از حدقة مجاهدين بيرون بيايد صد چشم بيناشدة ديگر به آنها افزوده ميشود. و هر قلبي كه از مجاهد پاره كنيد و سري كه بشكنيد هزار قلب و سر ديگر به جايش خواهد نشست. اين منطق انقلاب و توحيد و تكامل و منطق راه خدا و راه خلق است. بهقول قرآن، مثل آنها كه در راه خدا انفاق و فديه ميكنند، همانند دانهيي است كه هفت خوشه ميروياند و در هر خوشهيي صد دانه و خدا باز هم براي هركه بخواهد مضاعف ميكند...بله هر تير و تبر و باتون وجراحت و هر ضربه و سنگ و چوب و الوار كه بر پيكر مجاهدين فرود آمده، دهها و صدها برابر آن بر سر و رو و ريش و ريشة ديكتاتوري آخوندها وارد آمده است. عجبا كه امروز، صدها هزار تن در سراسر تهران شعلة قيام را ديگر بار برافروختند آنقدر كه تحليلگران ميگويند نيروي مخالف رژيم نشان داد نه تنها تحليل و رو به ضعف نرفته بلكه با پتانسيل بيشتري به ميدان آمده است. در تظاهرات پراكنده در تهران به همين سرعت عكسهاي شهيدان اشرف هم به چشم ميخورده و شعار ميداند «مرگ بر ديكتاتور چه اشرف، چه ايران»بله طلسم ولايت فقيه شكسته و سرنگوني استارت خورده است. شما آن را در اين ايام به جلو پرتاب كرديد و جهش داديد.

سلام بر تك تك شما كه رنجهاي اين ايام را بر دوش ميكشيد.حماسة عظيم فروغ ايران، با خون شهيدان و رزم و رنج مجروحان و اسيرانش تضمين كنندة مراحل بعدي است. همة تضادها را بايد عليه رژيم و برضد جنايت عليه بشريت سمت و سو داد. بزرگترين درس اين حماسه، اثبات قابليت و توانمندي مجاهدين براي مأموريت بزرگ و تاريخي خود بود:

آزادي خلق در زنجير و ميهن اسير!

مسعود رجوي9مرداد1388

ميدان بهارستان در اشغال نيروهاي سركوبگر-فعالين حقوق بشر 14 مرداد

ميدان بهارستان و تعدادي از خيابانهاي اطراف در اشغال نيروههاي سرکوبگر
بنابه گزارشات رسيده از ميدان بهارستان ، از صبح امروز مردم از نقاط مختلف بسوي ميدان بهارستان در حال حرکت هستند نيروهاي سرکوبگر از خيابان ناصر خسرو تا ميدان بهارستان را در اشغال خود دارند.
از صبح امروز مردم تهران از نقاط مختلف بسوي ميدان بهرستان در حرکت هستند و در حال حاضر تعداد زيادي از مردم در آنجا حضور دارند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده مي شود.
مردم خود را براي يک اعتراض گسترده آماده مي کنند. نيروهاي سرکوبگر از توقف مردم جلوگيري مي کنند و در صورت اعتراض با باتون به آنها حمله مي کنند.همچنين از صبح امروز براي جلوگيري از حضور مردم در ميدان بهارستان ايستگاه مترو ملت – بهارستان را مسدود کردند و مترو در آنجا توقف نمي کند . همچنين در مسيرهاي خطوط اتوبوس راني در نقاط مختلف تهران که به ميدان بهارستان ختم مي شود را مختل کرده اند و مسير اتوبوسها انقلاب-بهارستان و آزادي – بهارستان را متوقف کرده اند.نيروهاي سرکوبگر؛ گارد ويژه،سپاه پاسداران ،نيروهاي انتظامي ،بسيج و لباس شخصيها بصورت انبوهي در خيابانها و ميدان بهارستان حضور دارند .
ميدان بهارستان در اشغال نيروهاي سرکوبگر تحت امر ولي فقيه علي خامنه اي مي باشد . نيروهاي سرکوبگر همچنين در خيابان ناصرخسرو تا ميدان بهارستان مستقر شده اند. آنها با انواع خودروهاي خود که مملو از نيروهاست و همچنين نيروي گارد ويژه موتور سوار آماده يورش به مردم هستند.همچنين 2 ماشين آتش نشاني در ضلع شرقي و ضلع شمالي مستقر شده اند.
14 مرداد 1388 برابر با 05 اگوست 2009

۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

سالروز قيام سي تير 1331 در حمايت از مصدق كبير روز تجلي اراده خلق گرامي باد

در ادامه تكامل مبارزات آزاديخواهانه , استقلال طلبانه
و عدالت جويانه مردم ايران و در هنگامه ي قيام سراسري عليه استبداد مذهبي ياد قيام خلق قهرمانمان در حمايت از پيشواي فقيد نهضت ضد استعماري خود مصدق كبير با درسهايي ازآن روز فراموشي ناپذير و ادامه و تكامل راهي كه مي رود به سرانجام نهايي با تلاش و كوشش پيگير و مداوم تك تك ما برسد گرامي مي داريم و بر عهد و پيماني با سرداران طلايه دار آزادي ايران زمين پاي مي فشاريم كه تا صبح پيروزي و تحقق آرمانهاي ديرين ملت ايران دمي از پاي ننشينيم.
روز 30 تير1331 روز تجلي اراده خلق
در آنروز خلق، بر ننـگ تسليم پيروز شددر آينده از اين روزهاي طلايي بسيار خواهيم داشت»(مسعود رجوي در دادگاه نظامي -بهمن 1350)
در تاريخ مردم ميهن ما روزهاي فراموشي ناپذير مختلفي به‌ثبت رسيده كه روزهاي سرنوشت‌ساز محسوب مي‌شوند روزهايي كه عموم مردم ما در غمها و شاديهاي آن با يكديگر سهيم بوده اند‌.
روز 30 تير 1331 از‌جمله يكي از همين روزهاست‌.روزي كه مردم ايران يكپارچه بپا خاستند و در برابر ديكتاتوري سلطنتي يكصدا خواستار بازگشت دكتر مصدق پيشواي نهضت ملي و نخست‌وزير تنها حكومت ملي ايران شدند.
مردم غارت شده اي كه بر روي درياي نفت زندگي مي‌كردند اما حاصل رنجشان را قدرتهاي استعماري و دربار وابسته به‌آنها يه يغما مي‌بردند و مردم ايران در فقر جانكاهي به‌سر مي‌بردند.. مصدق كبيرخود درباره قيام 30 تير مردم ايران گفت :« روز سي‌ام تير در تاريخ مبارزات ممتد ملت ايران فراموش‌نشدني نيست زيرا در اين روز تمام افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحريكات اجانب يكدل و يك زبان قيام و اقدام كردند .
طلاي سياه يا بلاي خانمانسوز
درست 5 سال قبل از انقلاب مشروطيت ايران يعني در سال 1280 شمسي (1901 ميلادي)، امتيازنامه‌‌‌‌‌‌‌ننگين ”دارسي” براي بهره‌برداري از منابع نفتي تمام خاك ايران به‌استثناي پنج ايالت شمالي، براي مدت شصت سال در كاخ صاحبقرانيه به‌امضاي مظفرالدين شاه رسيد. به‌موجب اين قرارداد صاحب امتياز انگليسي حق انحصاري استخراج و حمل و نقل، تصفيه و فروش نفت و لوله كشي تا خليج فارس و استفاده‌‌‌‌‌‌‌مجاني از زمينهاي باير دولتي و معافيت مالياتي و گمركي و غيره را به‌دست آورد. مطابق اين قرارداد فقط 16 دصد از منافع خالص كمپاني مي‌بايست به‌دولت ايران پرداخت مي‌شد كه عملاً هم به‌كمتر از 13 درصد مي‌رسيد و اين 13 درصد هم هزينه دربار قاجار مي‌شد به دنبال جنگ جهاني اول و با توجه به‌اهميتي كه نفت براي انگليس پيدا كرد، دولت انگليس از طريق عامل خود رضاخان قلدر و با صحنه سازي و فريبه‌كاري خائنانه و تحت عنوان ابطال قرارداد دارسي، در هفتم خرداد 1312 قرارداد ديگري را كه به‌قرارداد ننگين 1933 معروف است بازهم به‌مدت 60 سال، به‌امضا رساند.
طبق برآورد شركت انگليسي درآن زمان، 60 سال بعد زماني بود كه چاههاي نفت ايران ته مي‌كشيد. درحالي‌كه عايدات نفت براي انگليس صدها ميليون دلار در سال بود مردم ايران به‌خصوص كارگران شركت نفت ازهستي ساقط بودند‌.
اولين خروش مصدق عليه قرارداد ننگين نفتي
دكتر مصدق كه رهبر فراكسيون اقليت در مجلس چهاردهم بود طي نطقي در آبان ماه سال 1323 به‌افشاگري عليه قرارداد ننگين 1933 پرداخت و به‌شدت به‌رضا خان حمله كرد. مصدق گفت: ”شايد مادر روزگار نزايد كسي را كه به‌بيگانه چنين خدمتي كند”.
از آن پس دولتهاي وابسته بعدي نيز هركدام به‌نوعي تلاش داشتند قرارداد استعماري را درموقعيت مناسبي به‌تصويب برسانند. از‌جمله گلشائيان وزير دارايي شاه در زمان نخست‌وزيري ساعد، طي يك الحاقيه به‌قرارداد قبلي آن‌‌را با قيد فوريت به‌مجلس برد. اما با تلاش دكتر مصدق اين لايحه نيز به‌تصويب نرسيد و تلاش استعمار و مهره هايش به‌شكست انجاميد. ولي اين لايحه پيوسته توسط نخست‌وزيران دست نشانده شاه , منصور و رزم آرا و بنا بر خواسته‌‌‌‌‌‌‌دولت انگليس در مجلس مطرح مي‌شد. اما باز هم اين مصدق بود كه سرفراز و استوار ايستادگي كرد و هر بار طرح آنانرا به‌شكست كشاند.
مصدق رهبر مبارزات ضد استعماري ملت ايراندكتر مصدق، با شعار ملي شدن صنعت نفت، مبارزات بسيار پر رنج و خطري را جهت استيفاي حقوق ملت ايران رهبري كرد. و سرانجام در تاريخ 29 اسفند سال 1329 قانون ملي شدن نفت را از تصويب مجلس گذراند و در كمتر از 40 روز بعد، قانون خلع يد از شركت انگليسي را نيز به‌تصويب رساند. مصدق اقدامات خود را با حمايت توده‌هاي مردم و تظاهرات و اعتصابات گسترده نفتگران خوزستان به‌پيش مي‌برد. چنين بود كه در ارديبهشت 1330 نخست‌وزيري مصدق به‌مجلس و رژيم شاه تحميل شد. اما اقدامات ملي و مردمي دكتر مصدق به‌مذاق دربار ارتجاعي و استعمار انگليس خوشايندنبود، از همين رو شروع به‌توطئه عليه دكترمصدق كردند.
مصدق صلاحيت دادگاه لاهه را رد كرددر هفتم خرداد سال 1331، دكتر مصدق صلاحيت دادگاه لاهه را كه براي بررسي شكايت انگليس عليه ايران تشكيل شده بود رد كرد. دولت انگليس در پي شكست‌هاي متعدد در روياروئي مستقيم با جنبش ضداستعماري مردم ايران و نيز پس از ناكامي‌هاي پي در پي در صحنه سياست بين‌المللي، بر آن شد تا توطئه‌هاي خود را توسط مهره‌ها و مزدوران سرسپرده خويش و در رأس آنها شاه و دربارسلطنتي عملي سازد و دولت ملي مصدق را ساقط كند.
گام ديگري عليه درباردكتر مصدق براي كوتاه كردن دست شاه و دربار و خنثي‌ساختن توطئه‌هاي استعمار، از يكسو و پيش بردن اصلاحات اجتماعي و اقتصادي از سوي ديگر، خواستار آن شد كه پست وزارت جنگ را كه تا آن زمان در دست شاه بود و همواره از آن به‌عنوان ابزار اعمال فشار و اجراي توطئه‌عليه جنبش ضداستعماري مردم و پيشواي آن استفاده مي‌كرد بر عهده بگيرد و اعلام كرد كه در صورت تن ندادن شاه به‌اين شرط، از نخست‌وزيري استعفا خواهد داد.
شاه كه بقاياي سلطنت خودكامه و فاسد خود را در خطر مي‌ديد، شديداً با سپردن وزارت جنگ به‌مصدق مخالفت كرد. استعفاي مصدقدكتر مصدق در روز 25تير 1331، از نخست‌وزيري استعفا داد. با استعفاي مصدق شاه فرصت را غنيمت شمرده و قوام‌السلطنه كهنه‌كارترين مهره‌‌‌‌‌‌‌رژيم فئودالي و دربار استعماري را به‌نخست‌وزيري برگزيد.پس از دريافت اين فرمان، قوام‌طي اعلاميه‌ي شديداللحني مردم را تهديد به‌كشتار نمود و اخطار كرد كه هركس دست به‌مخالفت با دولت او بزند با شديدترين عكس‌العمل مواجه خواهد شد. در همان روزها، مأمورين انتظامي و يكانهاي ارتشي با تانك و زرهپوش به‌خيابانها ريختند.
ايران بپا مي‌خيزد
اين گونه اقدامات و تهديدات قوام نتيجه‌بخش نبود. موج اعتراضات توده‌اي عليه انتصاب قوام به‌نخست‌وزيري از تهران و ساير نقاط كشور برخاست و سيل تلگرافها و نامه‌ها در حمايت و پشتيباني از دكتر مصدق از سراسر ايران به‌سوي تهران سرازير شد. سرانجام صبح روز سي‌ام تيرماه سال1331، شهر تهران به‌حالت تعطيل درآمده بود و تظاهرات اعتراضي عظيمي در حال شكل‌گيري بود. كارگران كارخانه‌ها و كارگاهها و هم‌چنين بازار و مغازه‌داران و رانندگان اتوبوس‌هاي شهري همه دست از كار كشيدند و به‌صفوف تظاهركنندگان پيوستند. انبوه مردم با فريادها و شعارهاي "يا مرگ يا مصدق"، "مصدق پيروز است"، "مرگ بر قوام"، با نيروهاي ارتش و شهرباني به‌مقابله برخاستند.
از ساعت 7صبح يك جمعيت انبوه و متراكم از نقاط مختلف تهران به‌سمت بهارستان به‌حركت درآمد. شاه در وحشت از دست دادن كنترل اوضاع به‌ارتش فرمان آتش‌گشودن به‌روي مردم بيدفاع را داد. خون دهها تن از مردم بيگناه شعله قيام سي تير را برافروخته‌تر كرد، حالا تنها صدايي كه در شهر شنيده مي‌شد طنين فريادهاي يا مرگ يا مصدق بود.
شهداي سي تيرقيام مردمي با شدت و حدت ادامه پيدا كرد و سرانجام پس از شهيد و مجروح‌شدن قريب به800 نفر از مردم تهران، شاه كه خود را در برابر عزم سازش‌ناپذير مردم و حمايت بي‌دريغشان از پيشواي نهضت ملي شكست‌خورده يافته بود، فرمان نخست‌وزيري قوام را لغو كرد و به‌خواست‌هاي دكتر مصدق گردن گذاشت. اين رستاخيزعظيم ملي ثابت كرد كه مردم ايران با واقع بيني و توجه كامل به‌مصالح خويش راه خود را انتخاب كرده و از آن باز نخواهند گشت.
مصدق در آغوش خلق ساعت 5.30دقيقه بعد از ظهر 30تير انبوه مردم مقاومي كه اينك با قيام خونين خود دكتر مصدق را به‌نخست‌وزيري برگزيده بودند، به‌جانب خانه مصدق روانه شدند.ساعتي بعد مصدق كبير كه بر بالكن خانه ظاهر شده بود در پاسخ به‌احساسات بي‌شائبه مردم با ياد شهداي قيام ملي30تير، درحالي‌كه اشك مي‌ريخت، با كلامي بريده بريده گفت: « اي كاش مرده بودم، و ملت ايران را اين‌طور عزا‌دار نمي‌ديدم. اي مردم من به‌جرأت مي‌گويم كه استقلال ايران از دست رفته بود ولي شما با رشادت خود ‌‌آن‌را‌ گرفتيد».
وصيت دكتر مصدق
به اين ترتيب روز سي تير1331، به‌عنوان روز قيام مردم عليه دربار ضد مردمي و عليه غارتگريهاي استعماري و به‌عنوان روز دفاع از نهضت ملي و پيشواي سازش‌ناپذيرش دكترمصدق در تاريخ معاصر ميهن‌مان به‌ثبت رسيد.دكتر مصدق همواره از شهداي اين قيام با اشك ياد مي‌كرد و وصيت كرده بود كه خود نيز در كنار مزار آنان دفن شود.ارتجاع آخوندي، رو درروي مصدق و حاكميت ملي كاشاني (سَلَف سياسي خميني ) و ديگرآخوندهاي ارتجاعي ، در جريان نهضت ملي ايران ، رودرروي مصدق و حاكميت ملت قرارداشتند‌.آنها در جبهه دربار انگليسي ، به‌نحو هيستريك با مصدق عناد مي‌ورزيدند‌.خميني خود در آن روزگار در جبهه مخالف مصدق بود. او به‌گفته خودش از« سيلي خوردن » مصدق ، شيرين كام بود و از هيچ رذيلت و اهانتي در حق پيشواي نهضت ملي مردم ايران فروگذار نمي‌كرد‌. خميني در 5 خرداد 1358 دريك واكنش بغايت حقيرانه و حسادت آميز نسبت به‌بزرگداشت دكتر مصدق دراحمد آباد گفت : « اينها مي‌خواهند سرپوش بگذارند روي مقاصد خودشان‌.آن مقاصدي كه برخلاف مسير ماست، با اسم يكنفري كه ملي است. مسير ما مسير نفت نيست ، ملي كردن نفت پيش ما مطرح نيست‌. اين اشتباه است‌. ما اسلام را مي‌خواهيم ، اسلام كه آمد نفت هم مال خودمان مي‌شود ، مقصد ما اسلام است،مقصد ما نفت نيست كه اگر يكنفر نفت را ملي كرده است ، اسلام را كنار بگذارند و براي او سينه بزنند براي هراستخواني ميتينگ راه انداختن به‌دنبال آن با اسلام مخالفت كردن ، قابل تحمل نيست ».
-خميني در همين سخنراني با صراحتي فوق ارتجاعي،آخوند و اسلام را يكي دانست و اعلام كرد : « آخوند يعني اسلام ، روحانيون با اسلام در هم مُدْغَمَند‌....» روزنامه‌ي رسالت آخوندي در سوم بهمن 1377 حرف دل خميني و خميني صفتان در باره مصدق را چنين فرموله كرد: «تاريخ معاصر، او (مصدق) را بي‌ريخت ترين سياستمدار ايراني ثبت كرده است.كسي كه اوج سابقه مبارزاتي و مسلماني اش دوبار خودكشي درراه بيرجند بوده است‌!‌..... مگر او چه گلي بر سرملت زده است كه بر او درود ميفرستند‌؟ طرح چهره بي رمق مصدق كه جز رسوايي در تاريخ معاصر چيزي نداشته‌.....در برابر شخصيت عظيمي چون امام ، كه رهبر يك نهضت اسلامي و بنيانگذار يك نظام پرقدرت است باچه اهدافي صورت مي‌گيرد‌؟‌.....از يك سياستمدار چروكيده و استخوان پوسيده كه حتي در اوج قدرت درايران عددي نبود مي‌خواهند به‌عنوان امامزاده‌يي كه دردهاي بي درمانشان را درمان كند استفاده نمايند ».
آقاي مسعود رجوي در مهرماه 1360، تخفيف مصدق و توهين به‌پيشواي فقيد نهضت ملي ايران ازسوي خميني و الگو سازي از مرتجعان قهاري مانند شيخ فضل الله و كاشاني را، با رزترين نمود منكوب كردن همه ارزشهاي ملي و ميهني برسرراه ديكتاتوري ارتجاعي، توصيف كرده است.
ادامه راه مصدق درمداري بالاتر
هر چند كه دشمنان قسم‌خورده آزادي و استقلال ايران از پاي ننشستند و يك سال بعد از قيام 30 تير1331، با اجراي يك كودتاي ننگين استعماري در 28مرداد سال 1332، تنها حكومت قانوني مردم ايران را سرنگون كردند و حاكميت ديكتاتوري و سركوب را دوباره تحكيم نمودند، اما هم‌چنان كه مصدق خود در پيامش به‌مناسبت اولين سالگرد سي تير تأكيد كرده بود، نهالي كه در روز سي‌ام تير ماه كاشته شد، به‌همت آيندگان بارور گرديد. جواناني كه از همه چيز خود گذشته بودند برخاستند تا راهي را كه پيشواي نهضت ملي آغاز كرده بود در مداري متكامل‌ترو در هيأت يك تشكل انقلابي و يك جايگزين و بديل مردمي و دموكراتيك شوراي ملي مقاومت و پايداري پرشكوه مجاهدين و رزم‌آوران آزادي به‌سرانجام و مقصود نهايي برسانند.
درسي از قيام 30 تير
در قيام سى تير وقتي مردم ايران براي احقاق حقوق خود قيام كردند و در برابر ديكتاتوري شاه، دكتر مصدق را مجددا بر كرسي نخست‌وزيري و رهبري مبارزات ضد استعماري ملت عليه شاه نشاندند، ثابت كردند كه عزم و اراده‌‌‌‌‌‌‌سترگ ملت ايران براي آزادي و رهايي خاموشي ناپذير است، مشعلي كه پدران ما برافروختند و يكي از فرازهاي تابناك آن در قيام 30تير سال 1331 شعله ور شد، امروز با آگاهي عميقتر فرزندان ملت ايران ، هر چه شعله ورتر بنيان ديكتاتوري مذهبي حاكم بر اين ميهن را خواهد سوزاند. يادواره قيام 30 تير را با نقل جملاتي چند از سخنان تاريخي دكتر مصدق پيشواي نهضت ملي و ضد استعماري مردم ايران در بزرگداشت قيام قهرمانانه 30 تير به‌پايان مي‌بريم :«در اين روز تاريخي عده اي از گرامي ترين فرزندان ما به‌افتخار شهادت نائل شدند و با خون پاك خود نهال آمال ملت را آبياري كردند تا به‌همت آيندگان روزي بارور و سايه گستر شود و ملت ايران از نعمت امن ، آسايش و استقلال واقعي و آزادي حقيقي برخوردار گردند ».« ما نبايد زندگاني را به‌هر صورت و كيفيت كه به‌ما عرضه مي‌شود دوست بداريم و بدان قانع و خرسند باشيم. اگر زندگاني توأم با آزادي و استقلال نباشد بقدر پشيزي ارزش نخواهد داشت. براي رسيدن به‌اين هدف عالي، تاريخ زندگاني ملل بزرگ عالم شاهد مبارزات و مجاهدات و گذشتها و فداكاريهاست. سرنوشت ملت ايران نيز در طول تاريخ خود همواره با اينگونه محروميتها و مصائب توأم بوده است

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

درهم شكستن طلسم ولايت, استارت سرنگوني- پيام مسعود رجوي


تبريك و تهنيت به خلق قهرمان و نيروهاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران درهم شكستن طلسم ولايت، استارت سرنگونى حكومت مسعود رجوى - 26تير 88
مسعود رجوي - رهبر مقاومت ايران
سلام بر شهيدان قيام درود بر مجروحان و مصدومان دست‌مريزاد به جوانان بىباك و بيم و به هسته هاى مقاومت و قيام مردم ايران در برابر سلطنت مطلقه آخوندى امروز مردم تهران دوباره در ابعاد ميليونى به‌پا خاستند و اراده ظفرنمون خلق اسير براى آزادى از رژيم ستم‌شيخى را به جهانيان نشان دادند؛ با شكوه و درخششى خيره‌كننده كه برق آن دنيا و اغلب رسانه ها را فراگرفت.

در آخرين ساعتهاى جمعه‌شب 26تيرماه، هنوز از مناطق مختلف تهران خبرهاى درگيرى و شعارهاى ضدحكومتى مىرسد. جالب اين‌كه سركردگان و منابع رژيم جملگى مى‌گويند كه برگزارى نماز بهانه بود و همه كسانى كه خارج از روال معمول به صحنه آمده بودند نه به‌خاطر نماز ريايى جمعه در حكومت آخوندى بلكه به‌خاطر نيايشى صادقانه براى آزادى و براى شهيدان و زندانيانش آمده بودند؛ با خروش وقفه‌ناپذير مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنه‌اى؛ با شعار «خامنه اى قاتل است، ولايتش باطل است». آخوند تقوى، رئيس شوراى سياست‌گذارى جمعه‌بازار، گفت، نماز جمعه در اين رژيم «نماز حكومتى»، «نماز ولايت» و «تريبون نظام» است و بايد از «سياستهاى مورد تائيد مقام معظم رهبرى» در «ارگانها، نهادهاى رسمى كشور، دولت، مجلس، قوه قضاييه و شوراى عالى امنيت نظام» (يعنى سركوب و اعدامهاى دستجمعى) تبعيت و حمايت كند. راستى كه دقيقتر و صريحتر از اين نمى‌شد گفت. درست به همين دليل هر كس كه با فرهنگ قرآن و فقه تشيع علوى آشنا باشد، به‌روشنى مى‌داند كه هرگونه شركت و شراكت در نمازهاى ريايى، كه تريبون يك حاكميت غاصب و جبّار است، به مصداق «رئاء النّاس» سدكردن و بازداشتن از راه خدا و سراپا نفاق و باطل و حرام است.

حتى اگر ولىفقيه ارتجاع و تيغ‌كشان او چنين نمازى را در كعبه و در خانه خدا هم برگزار كنند، باز هم «ما كان صلاتهم عند البيت إلاّ مكاء وتصدية» يعنى كه نمازشان جز صفير كشيدن و دستك‌زدنى بيش نيست. پس خوشا دختران و پسران و مردم آزادهيى كه صفيركشيدن و دستك‌زدن‌هاى آخوندى را در جمعه‌بازار درهم مى‌ريزند.

عبادت و مجاهدت حقيقى را همين دليران بىباك بهجا مى‌آورند. باشد كه خدا بر اجر و مرتبت آنها بيفزايد. بله، اين مقدمه آزاد‌كردن دانشگاه از قباى ظلمت و اسارت عفريت ولايت است كه سايه شوم آن سه دهه بر دوش دانشگاه سنگينى مىكند. باشد كه بساط جمعه‌بازار و رئاء الناس برچيده شود و دانشجويان مبارز و مجاهد اين مرز و بوم، ديگربار، به آزادسازى و فتح دانشگاه نائل شوند. مانند آن روز كه با پايين كشيدن و درهم كوبيدن مجسمه شاه در ورودى دانشگاه تهران، ناقوس سرنگونى ديكتاتورى و زنگهاى پيروزى انقلاب ضدسلطنتى مردم ايران را به‌صدا درآوردند.

اما نخستين درس قيام امروز 26تير 1388 شدت يافتن تضاد بين مردم با تماميت حاكميت آخوندى و رژيم ولايت فقيه است.

همگان يكبار ديگر به چشم مى‌بينند كه استبداد مذهبى و رژيم ولايت فقيه در ذات خود با انتخابات بيگانه و در تعارض است و از آن آبى گرم نمى‌شود. امروز ساعتهايى بود كه انبوه مردم در برابر يورشهاى وحشيانه سگهاى لباس‌شخصى يا قلاده داران ارتجاع و مخصوصاً حمله هاى رذيلانه آنها به خواهرانمان فرياد مىزدند «رهبران، ما را مسلح كنيد!»، «نترسيد، نترسيد، نبرد تا رهايى».

درس دوم، شدت يافتن و درمان‌ناپذيرى شكاف و شقه و مخاصمات درونى رژيم عليل و تك‌پايه ولايت در دوران پايانى است.

درس سوم، كه مهمترين درس است، استمرار قيام و عزم جزم مردم به‌پاخاسته و جوانان پاكباخته براى استمرار قيام در هر شرايطى و با استفاده از هر پوشش و مناسبتى است. ديگر آب از سر رژيم گذشته و ولىفقيه قافيه را باخته است.

رفسنجانى امروز با صراحت به بحران و وخامت اوضاع رژيم و به ضرر و زيان تماميت رژيم در جريان انتخابات اذعان و تأكيد كرد. در عرصه بين المللى هم گواهى مى‌دهند كه «در ايران چيزى به جريان افتاده كه ديگر امكان متوقف كردن آن وجود ندارد».

آرى، حق داريد كه دست‌افشان و پاكوبان و جانانه بخوانيد كه «ما همه يكصداييم، ما همه يك نداييم». خلاصه بگويم: از روزى كه طلسم ولايت فقيه و هيمنه بزرگ‌عمامه داران نظام در جريان شعبده انتخاباتى درهم‌شكست و قيام آغاز شد، قطار بىدنده و ترمز رژيم ولايت، در سراشيب سقوط افتاده و مرحله سرنگونى فاشيسم دينى، بالفعل استارت خورده است. مشروط بر اين‌كه ما، يكايك ما و ملت ما، براى پرداخت بها، آمادگى و اراده تزلزلناپذير داشته باشيم و آن را اثبات كنيم و به جهانيان نشان بدهيم. ولى‌فقيه ارتجاع، غرّه از يكپايگى 4ساله و دستاوردهاى بادآورده جنگ در عراق، به‌خصوص خلع‌سلاح ارتش آزاديبخش ملى ايران و محاصره مجاهدين، سلسلهيى از اشتباهات مرتكب شد. هم مى‌خواست احمدىنژاد را يك‌مرحله يى از صندوق بيرون بكشد، هم آمار 40ميليونى و شركت 85درصدى بدهد، هم تنور انتخابات را با مناظره گرم كند و هم‌چنين در اين اثنا رفسنجانى و موسوى و كروبى و سايرين را لجن‌مال و به كلى از دور خارج كند. اين‌جا بود كه شكاف باز شد و جوشش شرايط عينى و ظرفيت عظيم انفجارى كه در هر فرصتى و از هر روزنه يى، بىدريغ و با هر قيمتى، بيرون مىزند، فوران كرد.

قيام 26تير در يك كلام، اثبات آغاز پايان و استارت مرحله سرنگونى اين رژيم است.

رئيس جمهور برگزيده شوراى ملى مقاومت ايران براى دوران انتقال حاكميت به مردم ايران در 30خرداد به درستى گفته بود: «امروز بيست و هشتمين سالگرد مقاومت آزادى‌ستان مردم ايران است. با يكصد و بيست هزار شهيد آزادى. پس با غرور و افتخار تمام، از جانب مردم ايران، به دنيا اعلام مى‌كنم كه بهلحاظ سياسى و استراتژيك، شعبده بازان، يعنى ولىفقيه و گماشته اش، پاسدار احمدىنژاد، شكست خوردند و ناگزير رژيمشان را به سراشيب سقوط و به دوران بىبازگشتى راندند كه چرخها را عليه تماميت رژيمشان به‌حركت در آورده است. اعلام مى‌كنم كه برنده حقيقى و نهايى انتخاباتى كه رژيم ترتيب داد، ما هستيم، ما مردم ايران، ما ايرانيان تشنه آزادى در هر كجاى جهان، و ما اشرفيان… . آرى اين پيروزى، پيروزى مردم و مقاومت ايران و مجاهدان آزادى است كه 7سال است در اشرف محصور و محبوساند».

البته تا اين رژيم هست، باتون و شكنجه و شلاق و اعدام هم هست. هيچ خبرى از فضاى باز سياسى جز در آستانه سقوط محتوم رژيم ولايت فقيه در ميان نخواهد بود. از طرف ديگر، تاريخ مانند روزگار پايانى رژيم شاه تكرار نمى‌شود. مبادا گمان كنيد كه چيزى خود‌به‌خود و خلق‌الساعه شكل مىگيرد يا توليد و برپا مى‌شود. آجربه‌آجر آن را بايد خودمان و خلقمان بسازيم و شكل بدهيم و برپا كنيم.

به استارت مرحله سرنگونى و به تهديد خودبخودى‌گرايى كم بها ندهيد. يادم آمد كه امشب ضمناً بيست و يكمين سالگرد «زهر آتش‌بس» در جنگ ضدميهنى 8ساله است. در 27تير سال 1367 خمينى كه مى‌گفت صلح «دفن اسلام است» و سوگند مىخورد كه تا بيست سال و تا وقتى يك خانه در تهران باقيست، به جنگ ضدميهنى ادامه خواهد داد، كمتر از يكماه پس از فتح شهر مهران توسط ارتش آزاديبخش ملى ايران، به‌قول خودش «جام زهر آتش‌بس» تحميلى را براى مصلحت و حفظ نظام سركشيد. غافل از اين‌كه يك هفته بعد در سوم مرداد همان سال كه مصادف با عيد قربان بود، مجاهدان آزادى با تمام توش و توان، در عمليات كبير فروغ جاويدان، به وظيفه خود قيام مى‌كنند، به خاك ميهن مى‌شتابند و تا دروازه كرمانشاه پيش مى‌روند. آن‌قدر كه ولايتى كه 16سال وزير خارجه رژيم بود، گفت «تلخ‌ترين روز در طول 16سال» وقتى بود كه در نيويورك، قبل از ملاقات با دبيركل وقت سازمان ملل «همين كه من نشستم، ديدم كه يك تلكس به من دادند كه در آن نوشته شده بود منافقين به ايران حمله كرده و كرند و اسلامآباد غرب را تصرف كردهاند و پشت دروازه‌‌هاى كرمانشاه هستند، درحالى‌كه ما رفته بوديم تا براى آتشبس صحبت كنيم. خلاصه اين تلخ‌ترين روز در طول ۱۶سال عمر كارى من بود… . در رابطه با تلخ‌ترين خاطره، مسأله يى به يادم آمد كه شايد خيلى ديپلوماتيك و بهداشتى نباشد ولى برايتان مىگويم، شايد كه جالب باشد. در آن موقعى كه تلكس را به من دادند، آن‌قدر ناراحت شدم كه، من سيگار نمىكشيدم، از يكى يك سيگار گرفتم و اين سيگار را تا ته كشيدم كه به فيلتر رسيد و حتى فيلترش را هم كشيده بودم ولى خودم متوجه نشدم كه دارم فيلتر سيگار را مىكشم!» (روزنامه ايران 18/04/86) سال گذشته در بيستمين سالگرد حماسه آرمانى و ميهنى فروغ جاويدان، رژيم آخوندى به صراحت اعتراف كرد: «عمليات مرصاد را به لحاظ اهميت جغرافيايى و مكانى مىتوان در حد عمليات آزادسازى و فتح خرمشهر و يا همان عمليات بيت‌المقدس و حتى بزرگتر از آن دانست. چرا كه شكست ما در خرمشهر مى‌توانست تنها خوزستان را از ايران جدا كند اما رسيدن پاى منافقين به كرمانشاه، به معناى تهديد جدى مجموعه نظام اسلامى بود» (تلويزيون رژيم).قبل از آن هم يكى از سركردگان سپاه پاسداران فاش كرد خمينى در جريان فروغ پيامى به پاسداران داده كه توسط پسرش احمد براى همه نيروهاى رژيم خوانده شده است. خمينى گفته بود «اين‌جا نقطه شكست و پيروزى اسلام يا كفر است. بايد متربه‌متر بجنگيد» (تلويزيون رژيم 5/5/86).

از زبان واژگونه خمينى درباره كفر و اسلام كه بگذريم، بله، تا آن‌جا كه به ما مربوط مى‌شود، براى آزادى ميهن و براى حق حاكميت مردم ايران، ما زن و مرد جنگيم و براى سرنگونى ديو و ددهاى عمامه دار و قلاده دار يا لباس‌شخصى، بايد سانتيمتر به سانتيمتر بجنگيم.
با درود به‌ جاودانه فروغهاى آزادى از ارتش آزاديبخش ملى ايران تا شهيدان خاوران و شهيدان ارتش قيام بر سنگفرش خيابانهاى گلگون تهران
سلام بر آنان روزى كه زاده شدند،
روزى كه به‌پا خاستند و براى آزادى قيام كردند،
روزى كه جاودانه شدند،
روزى كه حاكميت مردم ايران را به ارمغان مى‌آورند،
و روزى كه در حيات جاويدان برانگيخته مى‌شوند.
مسعود رجوي
26تير 1388

۱۳۸۸ تیر ۲۰, شنبه

صد آفرين به فرزندان دلير ايران زمين, مسعود رجوي

-18تير 88دانشجويان وجوانان ومردمِ بي باك وبيم درقيام18تير1388،
آنانكه امروزدست ازجان شستند وديواراختناق ديوهاي عمامه داررا در هم كوبيدند،آنانكه در تهران و ديگر شهرهاي ميهن اسير،شعار «مرگ بر خامنه اي» سردادند،و آنانكه شعار«شاه سلطان ولايت-مرگت فرا رسيده» را به ثبت دادند،قبل ازرفتن به تظاهرات،برخي وصيتنامه هايشان را هم نوشتند.برخي با عزم آهنين و آتشين، كفن پوشيدند ؛ و برخي حتي غسل شهادت كردند و به ميدان شتافتند.
شما از شمال تا جنوب و ازشرق تا غرب ايران زمين، از تبريز تا رشت و بابل و ساري ،از مشهد تا كرمان و شيراز و اصفهان، از سنندج تا كرمانشاه ودزفول، دفتر حسابهاي سركوبگرانه و طومار تمهيدات ارتجاعي را درهم پيچيديد.
شما سراسر تهران را در نورديديد و در دهها نقطه تظاهرات و اجتماعات هزاران نفره بر پا كرديد. به‌راستي فرياد آزادي، با شعارهاي مرگ بر خامنه اي و مرگ بر ديكتاتور، تمامي تهران را فرا گرفت. از آن سو ارتجاع، عمدة قواي خود را براي سركوب نيروهاي انقلاب دموكراتيك به صحنه آورده بود. آن‌قدر كه بسياري از سرتيپ-پاسداران سپاه و نيروي انتظامي و سركردگان اطلاعات بدنام آخوندي هم به خيابانها آمده بودند.بيچاره شب پرستان كه مي‌خواستند به هر قيمت، و با هر شدت و حِدَّت، در سالروز قيام 18تير هيچ جوشش و حركتي به چشم نخورد و همه چيز تحت كنترل آنها باشد. اما شما امروز، خط و خاكريزهاي اختناق را در هم شكستيد.ثابت شد كه خط و نشان كشيدن ولي فقيه ارتجاع و گماشته اش، شاخ و شانه كشيدن يك دوجين از دادستانها و سردمداران قضاييه و نيروي انتظامي رژيم، ديگر اثر ندارد.
درس بزرگ 18تير همين بود.درس اين بود كه با حسابگري و هوشياري، و البته با قبول خطر و پرداخت قيمت، ميتوان و بايد ديوار اختناق آخوندي را، هرچند هم قطور و فشرده باشد، درهم شكست . مبارك و دست مريزاد!
درس بزرگ ديگر براي آينده اينست كه وقتي دشمن مي‌خواهد با سگهاي سركوبگر لباس شخصي يا قَلادِه دار، هيچ امكاني براي تجمع و تظاهرات بزرگ باقي نگذارد و سايرين هم «عدم صدور مجوز قانوني» را بهانه مي‌كنند، اصلاً در فكركثرت و كميت نباشيد. مجوز اعتراض و تظاهرات برحق براي حق حاكميت را خلق در زنجير صادر كرده و نيازي به مجوز و امضاي حكومت آخوندي نيست.
در چنين وضعيتي، شيوه و چراغ راهنما، تظاهرات برق آسا، با شعار كليدي «مرگ بر خامنه اي» ولي فقيه ارتجاع است.تظاهرات برق آسا، در هر زمان و در هر مكان، به‌ويژه در نقاط ضعف و نقاط خلاء نيروهاي سركوبگر دشمن. حتي در شرايطي كه هيچ‌گونه امكان تجمع نيست، هسته هاي 9 نفره، 5نفره و حتي هسته هاي مقاومت 3نفره جوانان انقلابي مي‌توانند نيروهاي سركوبگر دشمن را تجزيه، خسته و فرسوده كنند.
طبق گزارشها، امروز موارد قابل توجهي از ضعف و فرسايش نيروهاي ارتجاع ديده شده است.هسته هاي كوچك، موتور محرك و راهگشاي تجمعات بزرگترند. هسته ها و تيمهاي جداگانة تداركات و ترابري و امداد پزشكي و ارتباطات را، تا آن‌جا كه برايتان امكانپذير است، فراموش نكنيد.آخوندها بايد بروند. حاكميت از آنِ مردم ايران است.
در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادي ايران،رود خروشان خون شهيدان ضامن پيروزي محتوم خلق ماست مسعود رجوي18تير1388

ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور :

فرماندهان سركوب قيام 18تير 1388 در تهران
ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور درباره قيام روز پنجشنبه18تير مردم تهران نكات زير را براى اطلاع عموم هموطنان اعلام كرد:
1-پاسدار حجازى قائم مقام فرماندهى سپاه پاسداران و پاسدار سرتيپ فضلى سركرده سپاه ضدسيدالشهدا فرماندهى عمليات سركوبگرانه روز 18 تير را در قرارگاه موسوم به ثارالله در تهران برعهده داشتند.
عمليات سركوب قيام 18تير با شركت نيروهاى سپاه و بسيج و اطلاعات و انتظامى و نيروهاى ضداغتشاش و نيروهاى لباس شخصى ”نوپو“ (نيروى ويژه پشتيبانى از ولايت فقيه) كه همان ارتش خصوصى ولىفقيه ارتجاع است، جريان داشت. قرارگاه ثارالله و نيروى ويژه پشتيبانى از ولايت، واحدهاى موتورى جداگانه خود را دارند.
2- رژيم هم‌چنين واحدهاى نيروى تروريستى قدس را در نقاط مختلف تهران براى سركوب جوانان انقلابى به صحنه آورده بود.
3-طبق گزارش فرماندهى قرارگاه ثارالله در تهران ، تعداد تظاهر كنندگان در كارگر شمالى و ميدان ونك بيش از 5هزار نفر و در 23 نقطه ديگر تهران بين 3 الى 4هزار نفر بوده است.
4-مزدوران اطلاعات و بسيج و لباس شخصى مخصوصاً نيروى ويژه پشتيبانى از ولايت فقيه، مشخصاً مأموريت داشتند و از قبل توجيه شده بودند كه در هر كجا كه شعار مرگ بر خامنهاى بالا مىگيرد، با هر شعار ديگرى اعم از مذهبى و غيرمذهبى، آن را بپوشانند و تحت الشعاع قرار بدهند.اين ترفند در چهارراه وليعصر، در برابر دانشگاه تهران، در ضلع جنوبى ميدان انقلاب، در ميدان فاطمى، در تقاطع خيابان ژاله به سمت آزادى، در فخر رازى و ستارخان و بلوار كشاورز بارها و بارها از سوى نيروهاى ارتجاع انجام شد. اما هر بار جوانان دلير و نيروهاى انقلاب دموكراتيك، شعار مرگ بر خامنهاى را هر چه كوبنده تر، تكرار مىكردند.
18تير، قيامى شعله ور در تهران و شهرهاى ميهن
دبيرخانه شوراى ملى مقاومت در اطلاعيه شماره 9خود به نقل از ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور خبر داد:شمار زيادى از جوانان در تقاطع خيابانهاى آزادى و آذربايجان دست به تظاهرات زدند كه با تهاجم پاسداران و گارد ضدشورش و لباس شخصيها مواجه شدند. مردم با خروش الله اكبر، مرگ بر خامنهاى، مرگ بر ديكتاتور و زندانى سياسى آزاد بايد گردد در مقابل حمله هاى نيروهاى سركوبگر مقاومت مىكردند ماموران به سمت مردم گاز اشك آور و گاز فلفل پرتاب مىكردند.
در يك تحول ديگر خيابان كارگر يك كودك 8ساله كه بر اثر غلظت گاز اشك آور بيهوش شده بود توسط مردم به بيمارستان منتقل شد. در ساعت 1830 در جريان جنگ و گريز در خيابان وليعصر، مردم يك زن جوان را كه توسط چند زن بسيجى دستگير شده بود، از چنگ آنان نجات دادند.
دبيرخانه شوراى ملى مقاومت در اطلاعيه شماره 10خود از «درگيرى بين مردم و نيروهاى سركوبگر در اصفهان، شيراز، تبريز، مشهد، كرمانشاه، كرمان، سنندج، دزفول و بابل» خبر داد.
در اين اطلاعيه با استناد به گزارش ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور آمده است: در مشهد، بهرغم حضور گسترده نيروهاى سركوبگر، حدود هشت هزار تن از مردم در فلكه پارك و خيابانهاى اطراف تجمع كردند.نيروهاى سركوبگر با سلاحهاى گرم و سرد و باتون از تجمع بيشتر و راهپيمايى جمعيت جلوگيرى مىكردند. دهها تن از تظاهر كنندگان از جمله شمارى از زنان دستگير شدند.جمعيت شعار مىدادند مىكشم مىكشم آنكه برادرم كشت.
در بسيارى از خيابانهاى مشهد مردم باروشن كردن چراغ خودروها و بوق زدن، در اين حركت اعتراضى شركت كردند. در مشهد هم‌چنين نزديكى حرم امام رضا مردم در گروههاى چند صد نفرى تجمع كرده بودند كه نيروهاى سركوبگر با يورش به آنها از به هم پيوستن آنها جلوگيرى مىكردند. در شيراز انبوه جمعيت از ميدان دانشجو به سمت خيابان زند راهپيمايى كردند. هزاران تظاهركننده در خيابان ملاصدرا و ميدان دانشجو با نيروهاى سركوبگر كه به آنها گاز اشك آور پرتاب مىكردند،درگير شدند. در سنندج به رغم حضورانبوه نيروى انتظامى و نيروهاى ضدشورش شمار زيادى از مردم دست به تظاهرات زدند.
در اطلاعيه شماره 11 دبيرخانه شوراى ملى مقاومت بمناسبت قيام 18تير آمده است: درگيرى در بسيارى از مناطق تهران پس از تاريكى هوا ادامه يافت و فريادهاى الله اكبر بلندتر و گستردهتر از شبهاى گذشته جريان داشت.مردم با شعارهاى «الله واكبر»، «مرگ بر ديكتاتور» و «مرگ بر خامنه اى» در مقابل حمله هاى وحشيانه نيروهاى سركوبگر مقاومت مىكردند.بسيارى از تظاهر كنندگان در اثر ضربات باتون كه بر سر و صورت آنان فرود مىآمد، بهشدت مجروح شدند. در ميدان انقلاب دهها تن مجروح و دست كم 35تن دستگير شدند. در ميدان ونك نيز شمار زيادى از تظاهر كنندگان دستگير و يا زخمى شدند.
براساس گزارشهاى تكميلى ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور، تا پاسى از شب گذشته در اغلب نقاط تهران به ويژه نقاط مركزى درگيريهاى گسترده در سطح وسيعى جريان داشت. پاسداران و بسيجيها و مأموران اطلاعاتى، امنيتى و انتظامى و لباس شخصيها كه شمار آنها دهها هزار نفر در تهران برآورد شده، بيرحمانه با انواع سلاحها و وسائل به مردم يورش مى‌بردند و بى وقفه گاز اشكآور پرتاب مى كردند، اما مردم و به ويژه جوانان خشمگين در تمامى مناطق تهران مقاومت مى‌ كردند و با مأموران درگير مى‌شدند. جنگ و گريز در تمامى مناطق جريان داشت و جوانان خشمگين درمقابل گلوله و گاز اشك آور و باتون سينه سپر مي كردند و با شعارهاي «مرگ بر خامنه اي»، «شاه، سلطان ولايت، مرگت فرا رسيده» و خامنه اى حياكن سلطنت رو رها كن به مقابله مى پرداختند.
براساس گزارشهاى ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور ، زنان و دختران نقش بسيار فعال و گسترده يى در تظاهرات روزگذشته تهران داشتند و در صف مقدم بودند و مى گفتند انتقام خون شهيدان را خواهيم گرفت.ساعت 23 مردم در آريا شهر شعار مي دادند ما زن و مرد جنگيم. بجنگ تا بجنگيم .مردم تهران شب گذشته در اكثر نقاط تهران بلافاصله پس از تظاهرات، به پشت بامها رفته و با تمام قوا شعار الله اكبر، مرگ بر ديکتاتور .. سر دادند.
تلويزيون سى.ان.ان :مردم ايران دستور سركوب را ناديده گرفتند
تلويزيون سى.ان.ان گزارشى از قيام روز گذشته مردم در تهران پخش كرد و گفت: به دنبال ادامه اعتراضهاى اپوزيسيون، نيروهاى امنيتى، به قول خود عمل كرده و آنها را سركوب كردند. معترضين، در حال گراميداشت دهمين سالگرد قيام دانشجويان بودند… اين سركوب چندان هم غيرمنتظره نبود. خبرنگار سى.ان.ان گفت: نه، غيرقابل انتظار نبود. دولت گفته بود كه اگر بيرون بياييد، سركوب خواهيد شد. فكر مىكنم برخى از سخت سرترين عناصر جنبش اپوزيسيون، اين دستور را ناديده گرفته و بيرون آمدند. برخى از فيلمهاى اين اعتراضهاى به دست ما، در ميز ايران، رسيده است. در اين‌جا عكسى را نشان داده مى شود كه كه بر روى اينترنت گذاشته شده بود. البته بايد بدانيد كه ما نمىتوانيم تاريخ و موقعيت اين عكسها و تصاوير را مورد تاييد قرار دهيم، اما با آنچه كه شاهدان به ما مىگويند، همخوانى دارند.
در اين‌جا فيلم ديگرى وجود دارد كه بر روى شبكه گذاشته شده بود. در اين فيلم، نيروهاى امنيتى ديده مىشوند كه در عرض خيابانها، با كلاهخود و باتون ايستادهاند…شكل گيرى اين اعتراضهاى، به اين صورت بود كه حدود 4ساعت پيش، يعنى ساعت 1700 بوقت ايران - اين‌جا ميدان انقلاب است- طرح اين تظاهرات كنندگان اين بود، كه در اين ميدان جمع شوند، ولى با هزاران تن از نيروهاى امنيتى مواجه شدند، و اين نيروها مردم را متفرق كردند. اكنون آنچه كه ما طى يك ساعت گذشته شنيده ايم، مقاومت و اعتراضهاى پراكنده در خيابانهاى اطراف ميدان انقلاب است.
ما نوارهايى داريم كه به تازگى دريافت كرديم. فيلم، نشان مىدهد كه معترضان، تعدادى از منابع زباله را به آتش كشيدند… يكى از شاهدن گفت، مردى را با صورتى خونين ديده كه احتمالا به‌دست نيروهاى امنيتى به اين صورت درآمده بود. بسيارى از شاهدان گفتند كه ديدهاند، پليس با باتون مردم را مىزدند. در دو سه مورد، وقتى كه من با تلفن با اين شاهدان صحبت مىكردم، مىتوانستم به روشنى صداى شعارها را بشنوم، شعارهايى كه هر چه بيشتر، خصلت تهاجمى پيدا مىكنند. در هفته هاى گذشته ما شعارهاى الله و اكبر مىشنيديم، اما امروز، اگر شما به برخى از اين ويدئوها گوش كنيد، به روشنى مىتوانيد شعارهاى مرگ بر ديكتاتور، مرگ بر خامنهاى و هم‌چنين يك شعار جديد تحت عنوان، آهاى دولت، دست از كودتا بكش، استعفا بده، استعفا بده، را مىتوانيد بشنويد.
بنابراين، امروز روزى است كه خيلي ها آن را يك فشارسنج از اوضاع اپوزيسيون مىدانند كه بدليل سركوب دولت، طى اين مدت، بيرون نيامده بودند، اما برخى از آنها امروز بيرون آمدند و همانطور كه دولت هشدار داده بود، مورد سركوب قرار گرفتند.
سى.ان.ان پرسيد: به لحاظ اينكه اين اعتراضها ادامه پيدا مىكنند يا نه، چه نقطه عطفى ممكن است وجود داشته باشد؟
خبرنگار پاسخ داد: ادامه اعتراضها مشكل خواهد بود، زيرا ميرحسين موسوى، به نظر نمىرسد كه هيچ چاره سياسى يا قانونى داشته باشد. او روشن ساخته كه خواهان اعتراضهاى بيشترى نيست.درحقيقت، ما بايدمتوجه باشيم كه او پيشنهاداين اعتراضها را نداده بود و چنين مجوزى نداده بود.
تظاهرات مردم كرمانشاه، سارى و رشت در سالگرد قيام 18تير
در كرمانشاه مردم اين شهر درحوالى خيابانهاى طالقانى، نوبهار و كسرى تظاهرات كردند و با مأموران سركوبگر نيروى انتظامى درگير شدند. در خيابان نوبهار مزدوران بسيجى وحشيانه به زن، کودک، پير و جوان حمله مىكردند.جوانان با مأموران سركوبگر در جنگ و گريز بودند.
در سارى نيز مردم به ويژه دانشجويان بمناسبت روز 18تير درميدان ساعت اين شهرتظاهرات كردند. مأموران انتظامى در وحشت از گسترش اين حركت اعتراضى تظاهر كنندگان را محاصره كردند اما جرأت نزديك شدن به آنان را نداشتند.مردم رشت نيز روز گذشته همزمان با ساير شهرهاى ميهن، تظاهرات كردند.
ليگ بين المللى حقوق بشر حمله عليه تظاهرات را قويا محكوم كرد ليگ بين المللى حقوق بشر در آلمان طى اطلاعيه مطبوعاتى حمله هاى وحشيانه پليس و نيروى بسيج عليه شركت كنندگان در تظاهرات مردم ايران را قويا محكوم كرد و خواستار آزادى همه دستگير شدگان گرديد. ليگ بين المللى حقوق بشر دولت آلمان و همه اعضاى اتحاديه اروپا را فراخواند تا با تمام وزن سياسى خود براى حفاظت از حقوق بشر جهانى و توجه به قوانين اساسى دموكراسى به رژيم آخوندى فشار بياورند.

در اطلاعيه مطبوعاتى ليگ بين المللى حقوق بشر در آلمان از جمله آمده است: بعد از انتخابات رياست جمهورى… در تهران و ديگر شهرهاى بزرگ تظاهرات سخت و خونينى درگرفت و درگيرىهايى رخ داد. تظاهرات سرسخت جوانان در ايران كه صاحبان قدرت تلاش مىكنند آن را به طرز وحشيانه سركوب كنند ادامه دارد. پليس تهران عليه تظاهر كنندگان باتون و گاز اشكآور به كار مىگيرد. پليس توسط نيرويهاى مخفى لباس شخصى و نيروهاى بسيج كه از روى موتور با باتون بر تظاهر كنندگان يورش مىبرند پشتيبانى مىشود. مردم مدام فرياد مىزنند ”انتخابات باطل است“ ”احمدىنژاد يك ديكتاتور است“ راى من كجاست؟ ”رژيم مردمفريب سرنگون“ ”سرنگون باد ديكتاتور“ .
انتخابات رياست جمهورى در جمهورى اسلامى ايران در اساس دموكراتيك نيست. … ليگ بين المللى حقوقبشر اقدام وحشيانه پليس و نيروى بسيج عليه تظاهر كنندگان را قويا محكوم مىكند و خواستار آزادى همه دستگير شدگان مىباشد. هم‌چنين خواستار يك بازبينى مجدد انتخابات رياست جمهورى توسط ارگان بىطرف بينالمللى مىباشد و خواستار لغو حملههاى وحشيانه به تظاهر كنندگان و مخالفان سياسى است، كسانى كه كاملاًًًًًًًًًًً محق هستند عليه اين انتخابات غير دموكراتيك تظاهرات كنند. ليگ بين المللى حقوق بشر دولت آلمان و همه اعضاى اتحاديه اروپا را فرامىخواند تا با تمام وزن سياسى خود براى حفاظت از حقوقبشر جهانى و توجه به قوانين اساسى دموكراسى به جمهورى اسلامى ايران فشار بياورند.

۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

پيام خانم مريم رجوي, رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران

هموطنان عزيزرزمندگان آزادي، نيروهاي انقلاب دمكراتيك ايران, فرزندان قهرمانم
فريادهاي شجاعانه شما كه امروز باز هم خروشيديد مرگ بر ديكتاتور، مرگ بر خامنه‌اي، سراپاي استبداد خونخوار حاكم را به لرزه درآورد و جهاني را به تحسين شما وادار ساخت.
شما تدابير سركوبگرانه نظامي و اطلاعاتي را در هم شكستيد، دسيسه‌ها ضد بشري رژيم براي خاموش كردن شعله‌هاي قيام را نقش بر آب كرديد، دعاوي سخيف خامنه اي و پاسدار احمدي نژاد, كه وانمود مي‌كردند كه ديگر از قيام‌هاي آزادي‌خواهانه اثري نيست, به سخره گرفتيد.
خامنه‌اي هرچه را در آستين داشت عليه شما به خيابانها سرازير كرد: سپاه پاسداران، جانيان بسيجي، يگان ويژه انتظامي، نيروي ويژه پاسدار ولايت، و مزدوران لباس شخصي. و دژخيمان سركوبگر البته با سرآسيمگي منتهاي سفاكي و بي‌رحمي را به كار گرفتند.اما قيام براي آزادي و حاكميت مردم, بر گلوله و گاز اشك آور و باتون و چماق پيروز شد.فرياد امروز جوانان ايراني از ميدان آزادي تا ميدان انقلاب و ميدان فردوسي, از خيابان شريعتي تا ولي عصر از شرق تا غرب از شمال تا جنوب تهران, از اصفهان و شيراز ، تا تبريز و مشهد و كرمانشاه و كرمان و دزفول ... اين واقعيت را باز هم اثبات كرد كه پايان حكومت منحوس ولايت فقيه آغاز شده است و ناقوس مرگ رژيم آخوندي به صدا در آمده است.
از جوانان غيور و شجاع در هر كجا كه هستند ميخواهم تا به ياري مجروحان بشتابند و اجازه ندهند بدست مزدوران و پاسداران جنايتكار گرفتار شوند.
از همه شما ميخواهم به ياري خانواده دستگير شدگان بشتابيد و از هيچ كمكي به آنان فروگذار نكنيدخيزش امروز مردم سراسر ايران يك اتمام حجت سياسي با قدرتهاي خارجي است.
باشد كه صداي اين توفان را سران 8 كشور صنعتي كه امروز در ايتاليا گرد آمده اند بشنوند, فرياد مردم به پا خاسته از خيابانهاي سراسر ايران اينست كه مماشات با اين رژيم نامشروع و خون‌آشام را بس كنيد. معامله و مماشات با اين رژيم از نظر مردم ايران مطلقا غير قابل قبول است.
ما و مردممان از دولتهاي مختلف چيزي نمي‌خواهيم الا توقف حمايت‌ها و روابط سياسي و اقتصادي با اين رژيم. مردم و جوانان ما خود تكليف خود را با اين رژيم خونخوار تعيين مي كنند. مردم ما از جامعه جهاني ميخواهند تا توقف كامل سركوب, به تحريم همه جانبه و تعليق روابط ديپلماتيك با اين رژيم و ممنوعيت سفر سركردگان آن به خارج از ايران بپردازد. اين روابط تماما در خدمت رژيم آخوندي و هارترين جناحهاي آن و بطور مشخص خامنه اي و احمدي نژاد است. پس تحت شانتاژهاي احمدي نژاد قرار بگيرند .
مردم ايران خواهان ابطال انتخابات قلابي و برگزاري انتخابات آزاد تحت نظر ملل متحد و در چارچوب حق حاكميت مردم است.قيام كنندگان قهرمان ديروز استاندار دست‌نشانده خامنه‌اي وعده مي‌داد كه قيام كنندگان زير گام‌های نيروهاي رژيم« له خواهند شد» اما امروز اين شماييد كه خواب و خيال ابلهانه ديكتاتور به بن بست رسيده را بر هم زده‌ايدو شماييد كه نشان مي‌دهيد كه رژيم پوسيده كه به طور قطع و يقين زير گامهاي مردم سراسر ايران له خواهد شد.
سلام بر قيام سراسري مردم ايرانزنده باد آزادي