
میلاد آریایی فعالیت های خود برای وزارت اطلاعات را زیر عنوان اعضای سابق مجاهدين انجام می دهد. این مزدور هزارچهره یکبار هم در سال ۱۳۷۳ به نام فرهنگ گلستان پناهندگی گرفته بود.
در آذر ماه ۱۳۸۰ وقتی که همراه با یکی از مجاهدین به بغداد رفته بود . در حوالی بغداد با طرح قبلي اقدام به ربودن خودرو و سلاح از مجاهدين، نموده و با هدف قرار دادن يكي از مجاهدين به قصد كشت از طريق كردستان عراق و با همكاري پايگاههاي وزارت اطلاعات ايران در آن منطقه ازطریق بانه و سقز به ایران تحت حاکمیت ملاها رفت .

قبل از آن نيز درگزارش مديريت ضد اطلاعات ارتش آزاديبخش تحت عنوان يك مورد مشكوك در مورد میلاد آریایی نوشته شده است : « فردي در آذر ماه سال گذشته, به هنگام تردد در حوالي شهر بغداد,ناپديد شد.جزئيات امر (از قبيل پياده كردن غدرآميز سرنشين ديگر اتوموبيل و ربودن سلاح و خودرو) به وضوح حاكي از تباني و ارتباطات قبلي با وزارت اطلاعات براي رفتن به ايران بود. به خصوص كه بعدا نقشه و مسير حركت او از منطقه چوارتا و چومان دركردستان عراق به جانب بانه در خاك ايران, بدست آمد و در ذيل آن مسافتهاي جغرافيايي و «محمل قاچاق» و «برگه عبور» و تبديل «دينار سوئيسي» (رايج در كردستان عراق) به «دينار عراقي» نيز ثبت شده بود. هر چند همه شواهد حاكي از مزدوري و نفوذي گري و رفتن به نزد رژيم است, با اين همه, درگزارش حاضر از ذكر نام او در ليست اسامي مزدوران, صرفنظر شده تا تحقيقات به نتيجه قطعي برسد. بنا بر اين انتشار اسامي و اطلاعاتي را كه در حال حاضر امكانپذير نيست و تحقيقات درمورد آنها ادامه دارد, به گزارشهاي آينده موكول مي كنيم.»
حميد ارباب, يكي از اعضاي ارتش آزاديبخش ملي ايران كه قبل از فرارش همراه وي بوده لحظه فرار را چنين شرح مي دهد : میلاد آریایی«در بين راه بطور مشكوك وعجيبي سرعت را كم مي كرد كه بعد فهميدم مترصد عبور اكيپ پشت سري ما براي اجراي نقشه اش بوده است. ضمنا به شدت مضطرب و بهم ريخته بود. بعد از عبور از پل ”سوق العدل” حالتش طوري بود كه انگار ديگر نمي تواند رانندگي كند و قرار شد من رانندگي را به عهده بگيرم. درحالي كه سلاح و مدارك و بي سيم و كت وكيف پولم درخودرو بود از درب جلو پياده شدم تا به سمت درب راننده بيايم در اين هنگام خودرو لندكروز از جا كنده شد و از سپر محكم به من خورد به نحوي كه چندين متر آن طرف تر در وسط حيابان نقش زمين شدم و ديگر چيزي نفهميدم . دقايقي طول كشيد تا مجددا تعادلم را بدست آوردم و تازه فهميدم كه وي قصدفرار داشته و براي اين كار ميخواسته مرا هم از ميان بردارد.»
میلاد آریایی در اروپا به همکار ی با ماموران وزارت اطلاعات مانند کریم حقی و مسعود خدابنده و محمد حسین سبحانی پرداخت . در بدو ورود وزارت اطلاعات به او گفته بود که خودش را یک فعال حقوق بشر و فیلمبردار جا بزند.
میلاد آریایی درکلیه اکسیون های چندنفره و یا جلسات مزدوران نقش فیلمبردار را دارد تا جیره و مواجب بیشتری از رژیم دریافت کند.

هم اکنون میلاد آریایی مسئول مصاحبه های تکراری و بی محتوی با تجمعات چند نفره ماموران وزارت اطلاعات میباشد . میلاد آریایی فرد بسیار فاسدی است که در حال حاضر در کلن در پوش راننده تاکسی در میان ایرانیان وپناهندگان مخالف رژیم مشغول جمع آوری اطلاعات و جاسوسی میباشد.
اینجا بیشتر بخوانید