۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه

مریم رجوی: مردم ایران رژیم ولایت‌فقیه را نمی‌خواهند

تلویزیون العربیه در  برنامه‌یی در باره  جنایت هاي  رژیم آخوندی، به سخنان مريم رجوي رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت  ايران استناد کرد که مردم ایران رژیم ولایت‌فقیه را نمی‌خواهند. 
مريم  رجوی گفت: 
مردم ایران رژیم ولایت‌فقیه را نمی‌خواهند. مردم ایران آن قانون اساسی که توسط آن ولایت‌فقیه آمده است را نمی‌خواهند. این دلیل مقاومت در مقابل ولایت‌فقیه است که 120هزار شهید داده است. 
این مقاومت هنوز ادامه دارد. بنابر‌این می‌خواهم به مردم منطقه بگویم، آخوندها مردم ایران را نمایندگی نمی‌کنند. مردم ایران رژیم ولایت‌فقیه را نمی‌خواهند. مردم ایران به‌دنبال ایرانی دموکراتیک و آزاد هستند که در آن، انتخاب آزاد برای تمامی احاد مردم و در تمامی صحنه‌ها به‌رسمیت شناخته شده باشد. برای تمامی آحاد مردم و در همه زمینه‌ها، از جمله حق انتخاب دین و عقیده و حزب و سازمان و گروه وجود داشته باشد و تمامی آحاد مردم ایران در تمامی حقوق مساوی باشند. تمامی اقلیتهای دینی و فکری و اعتقادی با هم مساوی باشند.

مريم رجوي صداي كودكاني كه آينده سازان ايران خواهند بود


مريم رجوي سمبل و شاخص مقاومت ايران




واقعاً كدام انسان آزاده‌اي در جهان است كه هرساله اين گرد هم‌آيي از طرف سازمان ما را ببيند و غرق شگفتي نشود و در دلش هزار بار مقاومت مردم ايران و سمبل و شاخص آن خواهر مريم را تحسين نكند؟! هرسال بهتر و باشكوه‌تر از سال قبل. نه‌تنها خبري از كهنگي و يكنواختي نيست بلكه هر بار گويا بشريت، بيشتر به‌درستي اين آرمان پي مي‌برد و تشنه‌تر و نيازمندتر مي‌شود. در اين گردهمايي آرماني و عاشقانه خبري از تكرار نيست. بقول عرفا«لا تكرار في التجلي». هرچه هست تجلي و ظهور است. مثل روز و شب، مثل نسيم، مثل نماز، مثل تعهد و سوگند وفا، مثل چشمك ستاره‌ها و مثل بهار و طراوت و سبزي و زايندگي و تجدد. يك نو شدن و جوان‌گرايي دائمي است.

آرمان‌گرايي در گردهمايي پاريس ـ رحمان . ش

در سال‌هاي قبل از پيوستنم به‌سازمان تعريف و فهم درستي از آرمان و آرمان‌گرايي نداشتم به‌تجربه فقط مي‌دانستم همه بدبختي‌ها و مشكلات ما و مردم ما زير سر رژيم است. به‌مرحله نيازمندي و دردمندي رسيده بودم كه خودش از مراحل عالي تكامل انساني است. در مثل مانند آن طفل در الهي‌نامه عطار شده بودم كه وقتي با مادرش به‌بازار رفت و گم شد فقط گريه مي‌كرد و احساس نياز داشت. نه اسم مادر خود و نه آدرس خانه را بلد بود ولي همين دردمندي كافي بود كه ستايش عطار را برانگيزد كه: 

اگر تو مرد صاحب درد گردي حريم وصل را در خورد گردي 
به‌بيان‌ديگر وجه منفي و نارضايتي از شرايط موجود را دريافته بودم ولي هنوز تا دنياي اثبات و حريم وصل فاصله‌ها داشتم. 
يک‌بار كه نوجواني بيش نبودم مادرم با دادن يك 200توماني من را براي خريد نيم كيلو يا يك كيلو گوشت فرستاد من عادت داشتم تند راه مي‌رفتم از دور ديدم قبل از من يك خانم با چادري كهنه وارد قصابي شد و بعد از پاييدن چپ و راست به‌پيش‌خوان قصابي نزديك شد در همين فاصله كوتاه من وارد قصابي شده بودم. او از آن قصاب سبيل‌کلفت تقاضاي 20تومان گوشت كرد و همزمان متوجه شد من به‌كنار او رسيده‌ام قصاب هم با بي‌اعتنايي و خشم گفت كمتر از 50تومان گوشت نمي‌فروشد ولي آن زن ايستاده بود و با نرفتن خود گويا اصرار يا التماس مي‌كرد. قصاب با بي‌حوصلگي رو به‌من كرد و درخواستم را پرسيد و مشغول من شد. تا زماني كه گوشت را بگيرم انگار صدسال بر من گذشت و از خشم و خجالت زجركش شده بودم. به‌محض گرفتن گوشت مغازه را ترك كرده و هرگز پشت سرم را نگاه نكردم. در مسير برگشت احساس گناه مي‌كردم خودم آن موقع نمي‌دانستم به‌خودم چه مي‌گويم ولي بعدها كه اين جمله محمد آقا را شنيدم كه گفته بود: «آخه اين زندگي چيه؟» يادم آمد كه من هم در مسير برگشت مستمراً اين جمله را با خودم زمزمه مي‌كردم. آن‌شب آن‌قدر حالم گرفته بود كه به‌بهانه دل‌درد شام نخوردم و گويا آن گوشت و غذا بر من حرام شده بود. 
آرمان و آرزوي آن‌روزهاي من چيزي در حد نجات مردم ايران و بهبود وضعيت اقتصادي و عدالت اجتماعي بود ولي چون هنوز اين آرمان براي من در يك سازمان و عنصر ملموسي مجسم نبود هرروز دل درگرو معبودي داشتم. از علاقه‌مندي به‌ادامه تحصيل در معماري و ادبيات و فيزيك تا گرفتاري در انواع عشق‌هاي زميني و تا رفتن به‌ژاپن و دبي و ... واقعاً خدا به‌سازمان مجاهدين خير بدهد كه به‌زندگي من سمت‌وسو و آرمان و هدف و معنا و مفهوم بخشيد و مرا از سرگشتگي نجات داد. 
متاع تفرقه در كار ما همين دل بود خداش خير دهد هر كه اين ربود از ما
آرمان در سازمان: 
اگرچه براي هر انسان موحدي آرمان و مقصد نهايي بنا به‌فحواي آياتي مثل (و الي الله المصير / و الينا ترجعون /... ) ديدار آن معشوق ازلي و ابدي و آن ولي التوفيق و عامل همه پيروزي‌هاست ولي در سازمان به‌اين مفهوم متعالي و ملكوتي و خدايي يك لباس زميني و يك مفهوم مادي و دست‌يافتني در ايستگاه ماقبل آخر به‌اسم جامعه بي طبقه توحيدي پوشيده شده‌است تا آن آرمان بالابلند هرچه ممكن‌تر و دست‌يافتني‌تر شود. واردکردن خلق قهرمان در بسمله ( گفتن بسم الله الرحمن الرحيم) و تبديل آن به‌عبارت زيبا و نيروبخش «به‌نام خدا و به‌نام خلق قهرمان ايران» نيز در همين راستاست. كما اينكه سرنگوني رژيم هم يكي از مراحل همين روند تكاملي و در طول و تأييدکننده آرمان ماست. 
جالب اين‌که آرمان‌گرايي منحصر به ايدئولوژي‌هاي توحيدي نيست و هر انقلابي كه بخواهد از دنياي روشنفكري فاصله گرفته و در پي كاري جدي و تغييري بنيادي در جامعه باشد خود را به‌آن نيازمند مي‌بيند. چه‌گوارا در كتاب خاطرات بوليوي مسلم مي‌داند كه براي آن‌که چريك گرسنگي و تشنگي و بيماري و جراحت و خستگي و شكنجه را تحمل كند بايد با آرماني پشتيباني شود. وي مي‌گويد اين آرمان بايد ساده و مستقيم باشد نه استادانه و تخيلي، اما بايد چنان استوار و آشكار باشد كه آدمي بتواند بي‌هيچ دودلي جان را درراه آن بازد اين آرمان نبايد خيلي پر آب‌وتاب باشد براي دهقان مالكيت زمين براي كارگر مزد بهتر. وي تأکيد دارد هرچه هدف قابل‌لمس‌تر، عزم چريك استوارتر. 
حتي بنا به‌نوشته كتاب «آيين جوانمردان» در قرون‌وسطي كه ورود به‌جرگه شواليه‌هاي راستين همراه با مراسمي در كليسا و پوشيدن لباس‌هاي خاص شواليه بود بعد از اعتراف نزد كشيش و تعهد به‌وظايف خود و غيره وقتي شواليه نامداري از متقاضي مي‌پرسيد چرا مي‌خواهي وارد جرگه شواليه‌ها شوي؟ مال‌اندوزي؟ تن‌آسايي؟ نام و نشان؟ او مي‌گفت هيچ‌کدام، براي آرمان بزرگ شواليه‌ها كه ايثار جان‌و مال براي ديگران و ناچيز شمردن مرگ درراه اجراي تعهد اخلاقي و ديني است و سپس شواليه بزرگ با پهناي شمشير سه‌بار بر گردن و سيلي محكمي به‌وي مي‌زد كه نشانه آخرين توبه‌اي بود كه شواليه بايد بدون تلافي‌جويي تحمل كند. برادران شرقي اين شواليه‌ها يعني همان جوانمردان و اهل فتوت هم چهره‌هاي آرماني و اسطوره‌اي همچون آقا علي و حضرت ابراهيم و حضرت يوسف داشته‌اند و در برخي فتوت نامه‌ها آمده‌است كه خاتم فتوت حضرت حجت يعني همان صاحب جامعه بي طبقه توحيدي است كه اين‌روزها به‌جشن ولادتش نشستيم. 
آرمان در تاريخچه: 
حركت آرمان‌خواهانه در سراسر تاريخچه افتخارآميز سازمان ما موج مي‌زند. بنيان‌گذاري 3نفره، دفاعيات جانانه بعد از دستگيري، جنگيدن براي آرمان با تمام وجود، حتي به‌قيمت اعدام و نقطه كمال، همه و همه حاكي از انتخاب و ديدگاه آرماني جديدي بود كه توسط بنيان‌گذاران پايه‌ريزي شد و بعدها براي بيش از 4دهه توسط خود مسعود پيش رفت. بيانيه 12ماده‌اي زير چشم ساواك و در شرايط ضربه، درافتادن با ارتجاع در داستان ليبرال ارتجاع، عزيمت به‌فرانسه، ورود به‌توفان پرتلاطم انقلاب ايدئولوژيك، عزيمت به‌عراق آن‌هم در كوران جنگ ايران و عراق، دل به‌درياي فروغ زدن و ده‌ها نقطه سرفصلي ديگر اثبات‌کننده روحيه فداكار و پاک‌باز مسعود در تثبيت ارزش آرمان‌گرايي و فداي بي چشمداشت است. 
مطابق اين ديدگاه مجاهد خلق براي راه و اصولي كه انتخاب كرده‌است بايد بدون هيچ چشمداشتي فدا كند نبايد دنبال چرتكه انداختن وحساب و كتاب باشد اگر راهي درست است بايد ابراهيم‌وار خود را به‌آب و آتش زد. اگر لازم باشد بايد مثل قيس بن مسهر از برج پايين پريد بايد مثل كاظم افجه‌اي و علي اكبر اكبري از كمترين فرصت براي رهايي و وصل استفاده كردند نبايد به «خود» فكر مي‌كرد. اين‌كه چه مي‌شوي مهم نيست مهم آن راه و مسير و آرمان است. نبايد دنبال سود و زيان و آينده‌نگري باشي. اصلاً خيلي وقت‌ها فرصت نيست و تو چند لحظه بيشتر مجال انتخاب نداري و بايد تصميمي فوري و ناگهاني بگيري و اگر لحظه‌اي تأخير كني و به‌حساب كتاب بيفتي و شيرجه نزني از دور خارج مي‌شوي و شايسته اين مسير نيستي و بهتر است دنبال کاروکاسبي و بازار و تجارت بروي. 
... نقل است كه جواني را در مجلس جنيد حالتي ظاهر شد. توبه كرد و هرچه داشت به غارت داد و حق ديگران بداد و هزار دينار برداشت تا پيش جنيد برد گفتند حضرت او حضرت دنيا نيست آن حضرت را آلوده نتواني كرد. بر لب دجله نشست و يک‌يک دينار آن در دجله مي‌انداخت تا هيچ نماند برخاست و به‌خانقاه شد. جنيد چون او را بديد گفت قدمي كه يک‌بار بايد نهاد به‌هزار بار نهي؟ برو كه ما را نشايي. از دلت برنيامد كه به‌يكبار در آب انداختي؟ در اين راه نيز اگر همچنين آنچه كني به‌حساب خواهي كرد به هيچ جا نرسي. بازگرد و به‌بازار شو كه حساب و صرفه ديدن در بازار راست آيد...
در ديدگاه آرمان‌خواهانه بايد به‌وظيفه انديشيد و نبايد به نتيجه فكر كني. تو نيكي مي‌كن و در دجله انداز. بقيه‌اش با تو نيست و همان كسي كه با مرغكي حقير لشكري جرار با تانك و توپ و نفربر و فيل و اسب را از پا انداخت، همان‌که با يك پشه بال شكسته كسي را كه ادعاي خدايي داشت نابود و خوار كرد، خودش در شب قدر مقرر همه امور را در نصاب خود خواهد نشاند. 
از نگاه آرماني طلب وصول عين وصول به‌مطلوب است. همين‌که كسي در راهي قدم گذاشت و حاضر شد براي آن معشوق و مراد بها بدهد وصل محقق شده‌است و عمليات انجام گرفته‌است. به‌قول شمس تبريزي: 
هركه به‌جد تمام در هوس ماست، ماست هركه چو سيل روان در طلب جوست، جوست
اين اشتياق و حركت همان است كه جبران خليل جبران آن‌را مساوي با ارزش انسان ـ كه خودش ارزشمندترين محصول هستي است ـ دانسته و در حمام روح گفته است: ارزش انسان در چيزي كه به دست مي‌آورد نيست، بلكه در چيزي است كه مشتاق به دست آوردن اوست. 
در اين ديدگاه حتي سؤال كردن از نتيجه هم خلاف شرط ادب و وفاست و نشان مي‌دهد سالك در عشق خود بي‌شائبه نيست و چشمداشت دارد. سؤال ابوبصير آن شيعه راستين كه پرسيد چه زماني فرج و گشايش مي‌رسد كافي بود كه باعث آشفتگي و خشم مولا و محبوبش امام صادق شود و سالش را با سؤال و عتاب برگرداند كه: ابوبصير! تو هم دنياطلب شده‌اي؟! كسي كه اين امر [و اين آرمان] را بشناسد براي او به‌واسطه انتظارش فرج حاصل شده است. اساساً در وادي عشق و آرمان سؤال جواب و گفتگو و بحث و اقناعي در كار نيست. خدا دليلي براي نزديك نشدن باباآدم و ننه‌حوا به‌آن درختي كه اين‌همه مشكلات و بدبختي و خميني و خامنه‌اي را براي ما آورد ارائه نمي‌كند، طالوت دليلي براي نخوردن آب نمي‌دهد، خضر بجاي جواب به آقايمان موسي او را شلاق كش مي‌كند كه شايسته همراهي او نيست، كسي براي ابراهيم توضيح نمي‌دهد چرا بايد با يك چاقوي كيك بري كند سر اسماعيل را ببرد؛ خدا براي حبيبش كار توضيحي نمي‌كند كه چرا اول بايد در مكه به‌سوي كعبه نماز بخواند و بعد در مدينه به‌سوي بيت‌المقدس بچرخد و دوباره بعد 16ماه به‌سوي كعبه برگردد كه اين همه مورد طعن و مسخره يهود قرار گيرد! خود پيامبر هيچ دليل مْسكتي درباره فرماندهي اسامه جوان براي رجال قوم كه سبيل تا سبيل صف‌کشيده بودند نمي‌گويد؛ داستان ولايت‌عهدي امام رضا چه سؤال و ابهاماتي را برنينگيخت كه هنوز در خيلي از كتب ادامه دارد. هيچ‌يک از آن‌هايي كه نسبت به خردسالي امام محمدتقي براي رهبري جنبش مسأله‌دار شده و نق مي‌زدند جواب قانع‌کننده‌اي نگرفتند. 
قبل از حركت از ايران سراغ دو تا از بچه‌هايي كه در زندان قرار گذاشته بوديم بلافاصله بعد از آزادي به‌سازمان بپيونديم رفتم و پرسيدم كي برويم؟ گفتند ما نمي‌آييم. پرسيدم چه مرگتان است؟ گفتند سؤال داريم. پرسيدم چيه؟ گفتند چرا سازمان همه كارها را دست زنان داده است؟ بااينکه در دلم خنديدم سعي كردم به‌اندازه عقل آن موقعم توضيح بدهم ولي آن‌ها گفتند قانع نشدند گفتم خوب بياييد برويم آنجا از خودشان بپرسيم گفتند نه، ما تا قانع نشويم نمي‌آييم. همان‌جا فهميدم موضوع سؤال نيست و حضرات تمام كرده‌اند بعدها شنيدم با يك توده‌اي قديمي در محفلي بْر خورده‌اند و او زير پايشان نشسته است. مي‌گفتند يكي از آن‌ها در داخل براي اينكه دچار عذاب وجدان نشود حتي ديگر از ديدن سيماي آزادي هم خودداري مي‌كند! مسجل شد كه موضوع سؤال و اقناع نبوده است چون كسي كه سؤال دارد و دردمند است، كنجكاوي مي‌كند، مي‌پرسد، خود را به‌آب و آتش مي‌زند، دنبال مي‌كند، راه مي‌افتند، و نه اين‌كه دست بالا كند و برود. 
مشابه همين بهانه ( قانع نشدن) را در نوشته‌هاي يكي از بريده‌ها ديدم كه با پررويي گفته بود: «من كه بيش از يك دهه عمر و جوانيم را در سازمان مجاهدين بوده‌ام هر کاري مي‌كنم قانع شوم كه درك كنم سازمان به چه چيز دل خوش کرده است كه اين‌طوري شعار سرنگوني، جام زهر، شقه و شكاف در رأس هرم جمهوري اسلامي، مقاومت سراسري و ...مي‌دهد، بازهم از درك آن عاجزم؟!»
به‌راستي مردك بريده كه به قول خودش بيش از يك دهه در خط مقدم نبرد پاكبازانة مجاهدين با رژيم ددمنش خميني با چشم خودش همه حقيقت امور را دريافته است، از درك چه چيزي عاجز است؟ چه چيزي را نمي‌تواند بفهمد؟ آن جماعت حدود بيست‌هزارنفره اصحاب اخدود در چند هزار سال قبل و در دنياي مادون ارتباطات و آگاهي‌ها و كامپيوتر چه چيزي را مي‌ديدند كه وي آن را نمي‌بيند؟ اصحاب كهف چرا بالاترين مناصب حكومتي را رها كردند و پا در مسيري با سرنوشت نامعلوم گذاشتند؟ چه‌گوارا به‌چه اميدي وزارت صنايع را رها كرد و به بوليوي رفت؟ گاريبالدي قهرمان وحدت ايتاليا چرا در 65سالگي از قدرت كنار كشيد و دوباره به‌ميدان مبارزه برگشت؟ زاپاتا چرا همين كار را كرد؟ عشق بي‌مانند بلال حبشي و ياسر و سميه از كجا بود كه روي سنگ‌هاي داغ، احد احد مي‌گفتند؟ آن‌ها چگونه خود را قانع مي‌كردند؟ آيا داستان، داستان آرمان و فداي بي چشمداشت براي آن نيست؟ اگر آن پير عارف زنده بود حتماً بجاي توضيح و تفسير بيشتر با يك سيلي جانانه به اين مردك مي‌توپيد كه : «برو اي بطال كه عاشقي نه كار تست!!»
آرمان‌گرايي در گردهم‌آيي پاريس: 
خيلي وقت‌ها درتشبيه اعمال بوالعجب سازمان درمي‌مانم و نمي‌دانم آن‌ها را به معجزه تشبيه كنم يا به کرامت؟! در تفاوت بين معجزه و كرامت فكر مي‌كنم در رساله قشيره خواندم كه نوشته بود: معجزات خاص انبياء بود و اوليا را كرامت بود. انبياء مأمورند به اظهار معجزه و بر ولي است پنهان داشتن آن و نبي بر معجزه به قطع و يقين گويد ولي دعوي نكند و قطع نكند (يعني با اطمينان نگويد) از بيم آنكه نبايد كه مكري بود... و در ادامه براي مثال از كرامت مواردي آورده بود همچون: قصه آصف معاون سليمان كه پيامبر نبود، توانايي‌هاي خاص ذوالقرنين، اجابت دعا، پيدا شدن طعام يا آب به وقت گرسنگي يا تشنگي يا شنيدن ندايي از هاتفي، صحبت كودكان در زمان يوسف يا اصحاب اخدود و حتي صحبت حيوانات مثل خر بلعم باعور و سگ اصحاب كهف و...
موردي مثل درآمدن از ليست تروريستي براي خود من به‌واقع مثل معجزه پيامبران بود. مي‌گويند وقتي موسي و هارون روز اول با هزار دلهره و نگراني به درگاه فرعون رفتند از طرف دربانان قصر فرعون مورد تمسخر قرار گرفتند كه لباسشان بوي اغنام مي‌دهد و از ورودشان جلوگيري كردند ولي درنهايت امر خدا محقق شد و همان موساي پشمينه‌پوش فرعون را با همه اعوان‌وانصار و جاه و جبروتش، غرق در دريا و عبرت بني‌بشر كرد. 
در داستان ليست تروريستي هم كه روز اول دو سه نماينده سازمان با نگراني و ناباوري و با کفش‌ها و لباس‌هاي ساده و معمولي و با پاي پياده جلوي وزارت خارجه آمريكا و كشورهاي اروپايي رفتند همين برخوردها را ديده و شنيدند. اين بندگان خدا حتي عصاي موسي و يد بيضا هم نداشتند و در دستشان مثلاً چند كيف مندرس و مقداري اسناد و مدارك بود. از من و سلوي (بلدرچين و ترنجبين) و مائده آسماني خبري نبود و شايد چند ساندويچ گوجه خيار و يا حداكثر كتلت سرد كه براي صرفه‌جويي در كيفشان گذاشته بودند كه بتوانند بروند در پياده‌رو يا يكي از پله‌هاي جلوي وزارت خارجه بخورند. تنها عامل مشترك اين‌ها با موسي همان عشق و شوق و آرماني بود كه موجب پيروزي در بزرگ‌ترين كارزار حقوقي در تاريخچه علم حقوق و قضا و جزا شد. 
گردهمايي سالانه پاريس را هم به‌راستي اگر نتوان با معجزه تشبيه كرد چيزي از كرامت اولياء كم ندارد. آخر در كجاي اين دنيا و كدام سازمان انقلابي و يا حتي دولت مي‌تواند چنين تجمعي از سراسر دنيا و همه قاره‌هاي جهان با حضور اين تعداد از شخصيت‌هاي مطرح و تراز اول تشكيل دهد كه باوجود همه اختلافات و ديدگاه‌هاي متفاوت و گرايش‌هاي گوناگون فكري ‌روي يك نقطه مشترك و يك آرمان مهم مثل جنگ عليه بنيادگرايي و رژيم به توافق برسند. كه اين نقطه مشترك دست بر قضا همان مشكل اصلي و تهديد يك جهان هم باشد. ديگر از اين كرامت بالاتر چه مي‌خواهيد؟ نكند انتظار راه رفتن بر روي آب يا طي الارض داريد؟!
...يكي به نزديک شيخ بل عباس قصاب درآمد . از وي طلب كرامات كرد. شيخ گفت... عالمي را روي به ما آورد تا از خرابات‌ها مي‌آيند و از ظلم‌ها بيزار مي‌شوند و توبه مي‌كنند و نعمت‌ها فدا مي‌كنند و از اطراف عالم سوختگان مي‌آيند و از ما او را مي‌جويند. كرامت بيش از اين چه بود؟! ...
واقعاً كدام انسان آزاده‌اي در جهان است كه هرساله اين گرد هم‌آيي از طرف سازمان ما را ببيند و غرق شگفتي نشود و در دلش هزار بار مقاومت مردم ايران و سمبل و شاخص آن خواهر مريم را تحسين نكند؟! هرسال بهتر و باشكوه‌تر از سال قبل. نه‌تنها خبري از كهنگي و يكنواختي نيست بلكه هر بار گويا بشريت، بيشتر به‌درستي اين آرمان پي مي‌برد و تشنه‌تر و نيازمندتر مي‌شود. در اين گردهمايي آرماني و عاشقانه خبري از تكرار نيست. بقول عرفا«لا تكرار في التجلي». هرچه هست تجلي و ظهور است. مثل روز و شب، مثل نسيم، مثل نماز، مثل تعهد و سوگند وفا، مثل چشمك ستاره‌ها و مثل بهار و طراوت و سبزي و زايندگي و تجدد. يك نو شدن و جوان‌گرايي دائمي است. آن درخت ثابت قرآني است كه هرسال شاخه‌ها و شكوفه‌هاي جديدي مي‌دهد و بالا و بالاتر مي‌رود و درعين‌حال همزمان ثمرات و بركاتش دائمي است، روزانه در اخبار و شيپورهاي پيروزي سيماي آزادي بازتاب دارد و نويد محقق شدن محتوم آرمان آزادي مردم ايران و منطقه و جهان را مي‌دهد. 
بقول خواجه عبدالله انصاري: اين آن درخت است كه رب العالمين گفت و جاي ديگر از آن خبر داد كه «اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي اكلها كل حين به اذن ربها» ثمره اين درخت نه چون ثمره ديگر درختان است كه از سال تا به سال يک‌بار ميوه آرد بلكه اين درخت هر ساعتي بلكه هرلحظه‌اي نو ميوه‌اي آرد هريکي به رنگي ديگر و به طعمي ديگر و بويي ديگر. حلاوت عابدان از بار اين درخت است، سور دل مريدان از بار اين درخت است، صفاء وقت عارفان از بار اين درخت است...
در گردهمايي پاريس كه همه ساله بهترين نيازمندان و دردمندان جهان و قبله‌گاه آزاده‌ترين و پاک‌ترين شخصيت‌ها و سياستمداران جهان است، همه باهم همچون عرفا جاروي «لا» به دست گرفته و با شعار (مرگ بر اصل ولايت‌فقيه) همه آنچه غير از حاكميت مردم است را نفي مي‌كنند تا تنها «الا» و جايگزين رژيم جهل و جنايت آخوندي را در آرم و آرمان زيباي سازمان ما متبلور كنند. 
لبيك عاشقان به از احرام حاجيان كاين‌است سوي كعبه و آن‌است سوي دوست
كعبه كجا برم، چه برم راه باديه كعبه است كوي دلبر و قبله است روي دوست
ما اعضاي سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران در زندان ليبرتي به همه ايرانيان و هواداران و اشرف نشانان فراخوان مي‌دهيم صداي ما و صداي زندانيان اوين و گوهردشت و كرج و ديزل آباد و كارون و بند 4 و بند 12و همه بندها و سلول‌هاي انفرادي باشند. بسياري از خواهران و برادران شما در سياهچال‌هاي اين حكومت پابه‌گور به خاطر شما و آرمان شما مقاومت مي كنند، چشم به شما دارند تا اين باز نيز با حداكثر جمعيت و بيشترين حضور در مداري بالاتر، صداي آزاديخواهي و آرمان‌گرايي مردم ايران را به گوش همه جهانيان برسانيد و از قول آنان با همه آزادگان و جوانمردان عالم تجديد پيمان كنيد. 
مي‌گويند در زمان پيامبر همه در يك ظرف بزرگ غذا مي‌خوردند و هر چه جمعيت حين غذا خوردن بيشتر بود آن حبيب محبوب و آن قله معرفت و توحيد بيشتر صفا مي‌كرد و ‌مي‌گفت: هرچند دست در كاسه بيشتر، بركت بيشتر! خدا تعداد شمارا هرچه بيشتر كند، خدا يكي‌تان را هزار كند، خدا عوضتان دهد، دست حق يار و ياورتان باد. 
جمال و قد و بالاي همه كادرها و اعضاي سازمان در همه جهان ... ايشان‌اند كه مصطفي (ع) ايشان را برادران خواند و گفت واشوقاه الي لقاء اخواني، 
صفاي دل همه اشرف نشانان و هواداران كه نان اين جهان مي‌خورند و كار آن جهان ‌مي‌كنند. 
-----------------------
توضيح:
بحث آرمان‌گرايي صرف‌نظر از موضوع گردهمايي پاريس از عميق‌ترين بحث‌هاي خواهر مريم است كه اين بنده به‌بهانه و به‌اسم «وام گرفتن ايده» جوهر و مضمون اصلي آن‌را گرفته و با اضافه و كم كردن مطالبي چند ـ رندانه ـ كاشي خودم را بر سر در موضوع چسباندم!
ولي اطمينان دارم كه آن كريم دائم العطاء با منطق پرداخت يک‌سويه خود و آن دل دريايي‌اش جسارت اين مريد شوريده را به‌پاي علاقه‌مندي يك نوآموز گذاشته و با بزرگواري غمض عين خواهد كرد. 
من نيز در روز قريبي كه او را ببينم، پيش‌دستي كرده و نيازمندانه به‌پايش افتاده و از قول خاقاني برايش خواهم خواند: 
مرا حق از پي مدح تو در وجود آورد تو نيز تربيتم ده كه دارم استحقاق


رحمان. ش
خرداد 94 

مريم رجوي : پيش به سوي ويلپنت




مريم رجوي : رساترين فرياد عليه آخوندهاي دين فروش


مريم رجوي : رژيم آخوندي قلب بنياد گرايي است

هر سال گردهمايي ويلپنت ، درواقع يك كنگره ضد بنياد گرايي است ازهمه خلقهاي منطقه ، ما ايرانيان درهركجايي كه هستيم   به همه خلقهايي كه عليه تهديد اصلي  جهاني يعني بنياد گرايي هستند ، خوش آمد ميگوييم . از آنها ميخواهيم كه دست دردست مردم ا يران و سمبل آنها مريم رجوي قرار بدهند.

تعادل قوا – سرنوشت نظام ولایت, گردهم آیی عظیم23 خرداد
هادی محسنی
هرگاه تعادل بین نیازمندیها, خواسته ها و مطالبات سیاسی- اجتماعی مردم با برنامه ها, دارائیها و امکانات موجود و بالقوه و مواردی ازین قبیل در یک کشور بهم بخورد سیستم دچار بحران و ناتوانی میشود.اما در یک سیستم زنده و پویا, مشکلات و موانع با عقل جمعی و رهبری صحیح, به راه حلها و رفع بحرانها منجر میشود
 
سیستم و نظام مورد نظر ما در این ارزیابی مسلما, سیستم ولایت فقیه است. ساختار اصلی آن, فقه و شرعیات ساخته استبداد شاهان و فتاوای شیخان است. بهمین دلیل, این سیستم در کلیت ساختار فکری و ایدئولوژیکش نه زنده است و نه پویا. اگر سیستم ولایت فقیه را زنده و پویا توصیف نمائیم دچار خطای بزرگ سیاسی و فکری میشویم. پیامد چنین خطائی هم قرار گرفتن در مدار مماشاتگران خائن و ادای اصلاح طلبی دراوردن خواهد بود که این هر دو, تلاش دارند که حکومت ایران را پویا و اصلاح پذیر تبلیغ نمایند و بهمین دلیل, خواهان تدوام حیات جنایتبار این سیستم هستند.
مورد دیگر در ارزیابی سیستم توجه به عناصر و عنصر اصلی تشکیل دهنده آن سیستم است. عنصر اصلی سیستم رژیم ایران ولایت فقیه و عناصر اصلی ساختار آن, شرعیات ساخته ذهن اجداد فکری – فقهی آنهاست.
حال چنین سیستمی در تعادل قوای اجتماعی, منطقه ای و از همه مهمتر تعادل قوای بین خود وهماورد اصلی اش یعنی مقاومت سازمانیافته ایران, دچار بحران , عجز و ناتوانیست.
اما علت اصلی بحرانهای متعدد رژیم ایران قابل تامل است. با کمی دقت متوجه میشویم که ورودی اصلی این بحرانها در شرایط فعلی, همانا بحران اتمی حکومت ایران است. این بحران هم با افشاگری اتمی رژیم توسط هماورد اصلی اش بوجود آمده است که حالا و بعد از12 سال به مشکل اصلی رژیم ایران تبدیل شده است.
این هم قانونمند است که ریشه و علت اصلی بحرانها, بحرانهای بعدی در ساختار یک حکومت را دامن می زند. مثلا بحران اتمی ( بمثابه علت اصلی بحرانهای موجود رژیم) باعث شده حکومت ولایی دچار مشکلات عظیم اقتصادی - اجتماعی شود و حاصل آن:
- رژیم قادر به پرداخت مثلا یارانه ها نیست
- رژیم قدرت پرداخت حقوق معوقه معلمان, کارگران و سایر حقوق بگیران را از دست داده است.
- رژیم پرداختی بودجه هنگفت امور تروریسم از سوریه تا کشورهای دیگر را مرتب به عقب می اندازد .
 - نارضایتی و اعتراضات بی وقفه ادامه پیدا کند.
. …و
یعنی حکومت وقتی در اموراتمی, منطقه ای و اجتماعی, تعادلش بهم می ریزد مشکلات و بحرانهای ناشی از آنها هم ولو فرعی, طبق قوانین ظروف مرتبطه فعالتر میشوند
بعبارتی دیگر رژیم ایران در امور اتمی, منطقه ای و حرکتهای اجتماعی تعادل قوایش را از دست داده است. وهرقدر در بن بست سیاست اتمیش شکست بخورد, هرقدر در مداخلات منطقه ای با نیت صدور تروریسم و ارتجاع درهم بریزد حرکتهای اجتماعی در داخل اوج می گیرند.
 آخوند محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت روحانی 10خرداد 94 در همایش دو روزه استانداران و فرمانداران رژیم گفت: «طبق اطلاعات ناجا در دو ماه اول سال تجمعات صنفی 55 درصد افزایش داشته است، بنابراین امکان تبدیل این تجمعات به اعتراضات سیاسی و چالشهای امنیتی وجود دارد...".
رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی 4 خرداد 94 در جلسه شورای اجتماعی کشور, شرایط انفجاری کشور را چنین توصیف کرد: " هر هفته در کشور ما 5تا6 مورد تنش اجتماعی وجود دارد که برخی از آنها رسانه ای میشود. همه این اتفاقات علائم کاهش آستانه تحمل در جامعه است که ممکن است ناشی از مسائلی مانند حقوقی, سیاسی, اقتصادی و ... باشد...".
 و هرگاه بقول انقلابیون" تور اختناق" پاره شود و حرکتهای اجتماعی مثل مهاباد و تبریز و ایرانشهر و سایر مناطق بهم بپیوندند.که ترس وزیر اطلاعات و وزیر کشور ولایت فقیه هم درهمین راستاست. سیستم بسرعت فرو می ریزد.
 یعنی مشکل اتمی بمثابه مجرا و ورودی همه بحرانها به بحرانها و حرکات اجتماعی پیوند بخورد, یک معادله در تعادل قوا برجسته تر میشود و آن عنصر جایگزین و آلترناتیو اش است.
بدین دلیل روی این قانونمندی مهم انگشت می گذاریم چون طبق اصل همبستگی عناصر, مثل ظروف مرتبطه بهم ارتباط دارند و در این مورد مهم بهم ارتباط پیدا می کنند.
29 آوریل 2015 جلسه استماع کنگره امریکا بود. در این جلسه خانم مریم رجوی شرکت کننده اصلی بود. شرکت رئیس جمهور برگزیده مقاومت, تعادل قوای رژیم ایران را قرمز کرد و خط سرخ میان مقاومت ایران و رژیم ولایی ایران رابرجسته تر و عینی تر ساخت.عنصری که تعادل رژیم را قرمز کند یعنی تمامی بحرانهای حکومتیش سمت و سو می گیرند. این سمت گیری هم با ماهیت و خواسته اصلی آلترناتیوش وارد مدار جهانی میشود. زیرا این سمت وسو براندازانه و با شعار " مرگ بر اصل ولایت فقیه" جاری میشود. با این سمت دهی تضادهای درونی  حکومت ایران اوج می گیرد و باندها و جناحهای ولایت دچار لکنت " بگم بگم و " چه کنم, چه کنم" و در کل پریشانگویی میشوند. و مخالفتهای گفتاری هم در داخل و هم در خارج, تحت تاثیر ضعفهای ناشی از مجرای اصلی بحرانها " میدانی"  میشوند.
 
25مارس 2015 میلادی برابر با 6 فروردین 94 حمله هوایی به یمن به رهبری عربستان با ائتلافی از چندین کشور عربی آغاز شد. این عملیات بانام "عملیات طوفان قاطعیت"  در صدر اخبار جهانی قرار گرفت و در نظر خیلی از صاحبنظران با تعجب و شگفتی همراه بود. چون عربستان متهم به همکاری با بنیادگران بود .این ائتلاف بر علیه " حوثیها" شکل گرفت. گروه بنیادگرایی که رژیم ایران حامی , پشتیبان و گرداننده آنهاست.
بنابراین این عملیات دو وجه دارد: الف- بر علیه بنیادگراهاست ب- بر علیه رژیم ایران هم هست چون حوثیها مهره رژیم اند.
با این مشخصات سمت و سوی این عملیات, قانونمند, برجسته کردن مقاومت ایران خواهد بود و قاعدتا و باز قانونمند, راه به شناسایی آن می برد.
4 خرداد امسال " شرق الاوسط نوشت: " پایه های طرحهای استراتژیک ایران در منطقه دچار تزلزل شده است". در ادامه این مقاله آمده است:" همین مساله درباره یمن نیز صدق می کند در حالی که تبلیغات ایران متمرکز بر حمایت از حوثی هاست، شاهد هستیم که عربستانی ها و نیروهای ائتلاف، در حال کوتاه کردن دست حوثی ها و خلع سلاح کردن آنها هستند در حالی که ایران فقط به اظهارات پرآب و تاب و نمایش بیهوده کشتی های خود اکتفا می کند." و ادامه می دهد: " طرح های ایران در منطقه بویژه در سوریه دچار تزلزل شده... این یاری و کمک ایران به بشار اسد، در اوج شکست های متوالی نه فقط برای اسد بلکه برای همه طرفداران طرح ایران در منطقه است چرا که ایران به حمایت از بشار اسد متعهد است در حالی که در عراق متحمل شکست سختی شده است."
اتفاقات و رخدادهای منطقه ای و بین اللملی که تعادل قوای رژیم را از حالت و ثبات قبلی خارج کرده فراوان است که حکایتش طولانیست. بنا بر دلایل فوق, ثبات داخلی رژیم بهم خورده و هر کس , باند و جناحی ضمن حمله بر همدیگر پایه های عنصر اصلی سیستم را هم بیشترسست و متزلزل می کنند. به همین دلیل ولی فقیه نظام هیچ حرف و سخن سنجیده و محرکی ندارد که بتواند مهره ها و عناصر حکومتش را دور هم جمع نماید بلکه بعد از هر سخنرانی شعله آتش تضادهای درونی سیستم ولایت فقیه بالا و بالاتر می رود.
 
13 ژوئن برابر با 23 خرداد 1394 بزرگترین گردهم آیی مقاومت ایران در ویلپنت پاریس با عنوان " ایران دموکراتیک و غیراتمی سرنگونی خلیفه ارتجاع و تروریسم با هزار اشرف و ارتش آزادی می‌توان و باید!" برگزار میشود.
به نظر نگارنده این گردهم آیی با توجه به ویژگیهای منطقه و جهان و شرایط بشدت بحرانی درون حکومت ایران, که مختصری به آنها اشاره شد برخلاف سالهای قبل در نوع خود جدید, استثنائی و سرنوشت ساز است.
تمامی بحرانهای رژیم ایران از اتمی تا صدور تروریسم و بنیادگرایی و تضادهای داخلی آن, طبق قانون همبستگی و ظروف مرتبطه, با مجرا و وروری اتمی به اوج خود رسیده است. این مجرا توسط افشاگری شجاعانه و بی همتای همین مقاومت باز شده است که در 23 خرداد گردهمآیی بزرگی را هم راه خواهد انداخت.
اولین افشاگر تروریسم و بنیادگرایی رژیم هم , همین مقاومت ایران بود. که نه حالا بلکه از بدو ورود خمینی و شکل گیری حاکمیت ننگین ولایت فقیه اش در ایران رودر رویش ایستاد, بها پرداخت و در 2003  با افشاگری بی سابقه اتمی رژیم, علت و ورودی اصلی بحرانهای رژیم را نشانه گرفت. بدین سبب راه سایر رخدادها در جهان و منطقه از جمله عملیات " طوفان قاطعیت" هموار گردید. این عملیات در مبنا بر علیه رژِم محسوب میشود و قانونمند راه به شناسایی هماورد اصلی اش خواهد برد و قاعدتا همین کشور ها شاید پرچمدار این شناسایی هم باشند. چون این عملیات هم گویا بدون مشورت و هماهنگی با مماشاتگران و معامله کنندگان اتمی با رژیم ایران صورت گرفته است. بنابراین مماشاتگران هم قاعدتا در مقابل عمل انجام شده دیگر یعنی شناسایی همین مقاومت مواجه خواهند شد که 23 خرداد گردهم آیی بزرگی را هم نمایش خواهند داد.
با این توصیفات انتظارات و چشم اندازهای شگفت انگیزی از این گردهم ایی متصور است که شرکت همه آزادیخواهان و هموطنان آزادیخواه واجب سیاسی به حساب می آید
این رخدادها طبق همان اصل همبستگی و قوانینی که در بالا گفته شد, ظرف جهانی را نیز فعال خواهد کرد. هم مماشات و هم کلیت سیستم ولایی ایران مدار سازش و خیانتشان آتش خواهد گرفت. این آتش سوزی با تشدید سایر بحرانهای رژیم همچنان شعله ورتر میشود و ریش و ریشه حکومت ولایی را از صفحه سیاسی ایران زمین حذف و مردم ایران از جهنم رژیم خمینی وارد دنیای آزاد خواهند شد.

مريم رجوي: گردهمايي بزرگ ايرانيان، گام بلندي در رهايي زنان از چنگال دجاليت


مريم رجوي و شكوه بين المللي گردهمايي عظيم جنبش مقاومت در ويلپنت


   بی قراری دیوانه وار رژیم دلیل زنده اهمیت ویلپنت

اختاپوس مخوف و ضد بشری حاکم بر ایران عزیز و در بند ، همواره عجز و ناتوانی سیاسی و اعتباری خود را در صحنه ملی و جهانی ؛ در تقابل با مقاومت سرفراز و نستوه ایران با پیشاهنگی سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران به جهانیان نشان داده است . تلاش های مذبوحانه این رژیم بدوی- فاشیستی شیاد و توطئه گر در مقاطعی و فرازهایی از درخشندگی مجاهدین خلق ، تا دست و پا زدن های یک مغروق در دل امواج سهمگین ؛ شباهت تام و تمام پیدا می کند. اجتماع عظیم ملی و جهانی ویلپنت از زمره عمده ترین این موارد است . رژیمی که هم در صحنه ملی رسوا و بازنده آشکار است و هم منطقه و بین الملل ، البته حق دارد که به یاری وزارت ننگین اطلاعات و گندیده خرده مزدورانش در فضای مجازی با صد حیله و ترفند و جعل و تصرف و تحریف در حقایق امر ، شکوه بین المللی ویلپنت را بخواهد با یقه درانی هایش سایه افکن شود . کار دیگر از این تشبثات کثیف و نادان فریب گذشته است . هم طشت رسوایی نظام از بام جهان فرو افتاده است و هم ماهیت غیرقابل انکار مزدورانش . بزودی ویلپنت ، درخشان تر و با شکوه تر از سال های پیش خود را نشان خواهد داد . امر غیرقابل انکار اینکه به جهانیان ثابت شده است که در برابر این رژیم تبهکار، یک نیروی پویا و پیشرو و بالنده و پایدار بنام مقاومت ایران وجود دارد که ترس از این جنبش دورانساز به راهبری دو قهرمان ملی مریم و مسعود ، تمامی جوارح و ارکان حاکمان جنایتکار را به لرزه در آورده و می آورد و لاغیر. حالا این رژیم و مزدورانش بروند در مقبره خمینی دجال ، سر بر دیوار آبریزگاهش بکوبند و ضجه زنند
 رحمان كريمي 
                                   


مريم رجوي و ”ايستادگان تا به آخر همچون سالهای قبل در ویلپنت”

 ما خسته نمیشویم!‎

اگر باید که نانم را از دست بدهم 
اگر باید که پیراهن و بسترم را بفروشم 
اگر باید که سنگتراشی کنم
یا نان را از زباله ها بجویم 
یا از گرسنگی بمیرم و تمام شوم 
ای دشمن انسان 
سازش نمیکنم 
و تا پایان میجنگم

قسمتی از شعر مقاومت سروده سمیع القاسم
هرچقدر هم تلاش و کوشش لازم باشد، ما با دل و جان انجامش میدهیم، هرچقدر که مبارزه با دجالیت و استبداد بها بطلبد ما با طیب خاطر و از دل و جان خواهیم پرداخت، هرچقدرهم که جنگ و مبارزه ما با ضد بشران هر روز مشگلتر و پیچیده تر شود، هرچقدر که تیرهای بلا و خیانت بر ما افزون و افزون تر ببارد ما خسته نمیشویم و تا به آغوش کشیدن شاهد آزادی و عدالت از پای نخواهیم نشست و عاقبت تورا ای دشمن ضد بشر از سریر قدرت و خیانت به زیر خواهیم کشید. ما را سر آن نیست که در میدان نبرد برای آزادی و رهایی، پشت به دشمن کنیم، از ما و از نسل آگاه و پویای ما دور باد ضعف و سستی در انجام مسئولیتهای تاریخی و انسانیمان. ما تلاش میکنیم در گسترش سنگرهایمان و آنها را به هزاران خواهیم رساند در ایستادگی و مقاومت روز افزون در هرکجای این جهان بزرگ که باشیم. نگاه کنید که دشمن مرتجع ما آخوند های حریص تشنه قدرت و اصلی ترین سد راه تکامل و آزادی در این زمان برای بقای وجود خیانتبارشان چه بر سر مردم وطن و مردم مظلوم منطقه خاورمیانه ما آورده است. چه به روزگار مردمی که جز حقی برای آزادی و زندگی و نفس کشیدن و نانی برای شکمهای گرسنه طلب کردن چیزی نمیخواهند، آورده است!!!؟. چگونه میتوان نشست و نظاره گر بود، تا به کی میتوان شانه بی قیدی بالا انداخت و با هزاران بهانه هیزم بیار آتش معرکه استبداد شد. نه، دشمن خوار و زبون هرگز نخواهد توانست ما را به سازش و خیانت بکشاند! نه با ریختن خونمان و نه با زندان و اسارت، نه با شکنجه و تبعید هرگز هرگز. ما خیابانهای جهان را پر میکنیم از وجودمان، ما در ویلپنت با فریادهایمان گوش جهانیان را پر میکنیم از صدای آزادیخواهانه مان و چشمان مردم  جهان را باز میکنیم بر مظلومیتمان، بر حقوق غصب شده مان و بر وطن غارت شده مان . امروز در ویلپنت و فردا، خیابان به خیابان ، کوچه به کوچه و خانه به خانه با دشمن بشریت درگیر میشویم و لحظه ای اجازه نخواهیم داد خواب راحت به چشمان حریص و سیری ناپذیرشان بنشیند!،ما ایستاده ایم تا به آخر، امروز همچون سالهای قبل در ویلپنت. دست افشان و پاکوبان و سرود عشق به زندگی و روشنایی بر لبانمان و فردا و فرداهای دیگر در پشت قصر و بارگاه دژخیم! و ببینید که نفسهای دشمن خوار و زبون در زیر ضربات جانانه مقاومت ما چگونه به شماره افتاده است. آری همین مقاومت ما است که آیت الشیاطین را با آن همه دجالیت و دروغ، غارت و یغماگری و سرکوب به خاک مذلت نشانیده و همچون کفتارهای زخم خورد به زوزه کشی در انداخته است. ما هرگز دست روی دست نخواهیم گذاشته و شاهدان خاموش جرم و جنایت این طایفه حرامیان نخواهیم شد. هویت و شخصیت تاریخی ما و منطقه ما بیشتر ازسی سال است مورد تجاوز بنیادگرایان قرار گرفته است . آری هرگز آرام نخواهیم گرفت هرگز. تا دنیایی را که فارغ از درد و رنج ما، فارغ از آوارگیها و در بدریهای ما در سواحل بیدردی و عافیت ، نرد عشق و مماشات با آخوند های ضد بشر میبازند به خود آوریم، ما آرام نخواهیم گرفت زیرا که تاریخ نشانمان داده است که برای آزادی و عدالت راهی جز انسجام و قیام متصور نیست، برای نجات مظلومان و شلاق خوردگان و برای احیای حقوق مسلمی که از ما دزدیده شده است راهی باقی نمانده است جز انسجام و همبستگی. ما آرام نخواهیم گرفت تا حاشیه نشینان و نان به روز خورانی را که تجارت خون میکنند و پول خون و اشک  مسکینان پارو میکنند شرافت انسان و انسانیت را لکه دار نموده اند به خود آوریم، 
ما آرام نخواهیم گرفت تا بی طرفان را بگوییم چگونه میتوان بیطرف ماند  و صدای والای مقاومت را نشنید مقاومتی که به همت مجاهدین بال گشود و عزت و شرف انسان بودن و انسان ماندن در برابر ارتجاع  ضد بشر را به ما ارزانی داشت. 
آری ما همه کسانی که در این سی و اندی سال بر اصول و اندیشه مقاومت پای فشردیم و به ارتجاع و حاکمیت بنیادگرایان با قاطعیت نه گفتیم ، ما که از خانواده مقاومتیم و به اندازه و توان و ظرفیت خود در متبلور کردن مبارزه و مقاومت تلاش نموده ایم ، ویلپنت را صحنه شکوهمند همبستگی ای میدانیم، ارتجاع سوز و آزادی آفرین
ما در ویلپنت تنها نیستیم و به یمن مقاوتمان و بیداری خلقهای منطقه مان،هزاران هزارهمدرد و همراه از خلقهای منطقه مان آنها که خانه و کاشانه شان را بنیادگرایان تهران نشین بر باد دادند، آنها که به یمن چشم پوشی مماشاتگران و شرکای جهانی ملایان غارت شدند و از عدالت و آزادیخواهی و حقوق انسانیشان بمب های بشکه ای و شیمیایی و خوشه ای بنیادگران نصیبشان شده است با ما آزادی را فریاد خواهند کشید. ما و هزاران هزار همدرد و همراه از برادران و خواهران مظلوم منطقه خاور میانه.
ما از این مبارزه  جانانه خسته نمیشویم زیرا که انسانیم  

 باقر رئیس الساداتی
ششم ژوئن دوهزار و پانزده

مريم رجوي : 51 تن از نمايندگان پارلمان ا ردن درحمايت ازمريم رجوي يك بيانيه صادر كردند.


مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده شوراي ملي مقاومت ايران درگردهمایی  بزرگ ایرانیان در روز شنبه 23خرداد 94 (13ژوئن2015) در پاریس كه با شرکت نمایندگان جوامع ایرانی و شخصیتها و هیأتهای پارلمانی از کشورهای مختلف جهان برگزار می‌شود، سخنراني مهمي براي يك ايران دمكراتيك و غير اتمي  ايراد خواهند كرد. در  آستانه برگزاری  اين گردهمایی  51تن از نمایندگان پارلمان اردن با امضای «بیانیه اقدام مشترک کشورهای عربی در مقابله با اشغالگری و تجاوز رژیم ایران در یمن»،  فراخوان به شنيدن صدای  مقاومت مشروع مردم  ايران علیه رژیم حاکم دادند.


در آستانه گردهمایی بزرگ مقاومت ايران  در پاریس, نمايندگان پارلمان اردن, فراخوان به شنيدن صدای  مقاومت مشروع مردم  ايران علیه رژیم حاکم دادند
به گزارش روزنامه الریاض- چاپ عربستان:  پارلمان اردن به خلع‌ید از رژیم ایران و ایادیش در منطقه عربی فراخواند و اعلام کرد زمان آن است که صدای مردم ایران و مقاومت مشروعش علیه رژیم حاکم بر ایران شنیده شود. پارلمان اردن به ”ادامه و افزایش کار مشترک نیروهای عربی در یمن تا قطع ید وابستگان ایران در آنجا و منطقه عربی به‌دلیل ادامه دخالتهایش در سوریه و عراق و لبنان “فراخواند و از کشورهای عربی خواست ”امنیت و ثبات منطقه را بازگردانند “. پارلمان اردن در بیانیه‌ای که 51 پارلمانتر در امان آن را امضا کردند، گفتند: ”زمان آن است که صدای مردم ایران و مقاومت مشروعش علیه رژیم حاکم در ایران شنیده شود. مقاومت ایران اولین افشاگر دخالتهای رژیم در منطقه است و حمایت از آن بهترین راه برای ایجاد تغییر و محقق کردن صلح و امنیت در منطقه خواهد بود “. 51پارلمانتر اردنی ”علما و شخصیتها و مراکز اسلامی را به بلند کردن صدای اعتراضشان علیه دخالتهای رژیم ایران در منطقه “فراخواندند.
در این بیانیه از جمله آمده است:
دخالتهای نابود کننده رژیم ایران به یمن محدود نیست، در سوریه نیز حاکمیت این کشور توسط رژیم ایران اداره می‌شود و شهدای مردم سوریه به 350هزار تن می‌رسد.
رژیم ایران که مردم خودش را هم طی سالیان کشتار کرده و اپوزیسیونش را سرکوب می‌کند، در پشت جنگ فرقه‌گرایانه در عراق است که این کشور را در آستانه تقسیم و تلاشی قرار داده و عراق را عرصه تاخت تاز تروریستها و شبه‌نظامیان وابسته به رژیم ایران کرده است.
دخالتها و جنگ‌افروزیهای رژیم ایران در منطقه به‌خاطر سرپوش گذاشتن بر بحرانهای درمان‌ناپذیر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی گریبانگیر این رژیم است که هر روز عمیق‌تر می‌شود و راه‌حل صحیح در مقابل آن، قاطعیت و خلع‌ید از این رژیم در منطقه و حمایت از اپوزیسیون ایران است.
ما امضا‌کنندگان این بیانیه، هم صدا با مردممان در کشورهای عربی که بیشتر از هر کس از این بحرانها رنج می‌برند به تحقق این موارد فراخوان می‌دهیم:
- ما خواستار گسترش اقدام مشترک کشورهای عربی در یمن، و ادامه آن، تا خلع‌ید از تمامی عوامل رژیم ایران در سراسر منطقه مخصوصاً در کشورهای سوریه و عراق و لبنان هستیم.
-ما خواستار امنیت و ثبات منطقه هستیم و از همین رو، از تشکیل نیروی نظامی مشترک عربی که مأموریتش دخالت فوری برای تأمین امنیت کشورها باشد، حمایت می‌کنیم.
- زمان آن فرا رسیده است که صدای مردم ایران و مقاومت مشروع آنها علیه رژیم حاکم بر ایران توسط کشورهای عربی شنیده شود. این مقاومت، اولین افشا کننده دخالتهای این رژیم در منطقه بوده و حمایت از آن بهترین راه‌حل برای تغییر معادلات منطقه و برقراری صلح و امنیت در منطقه است.
- ما علما و شخصیتها و مراکز اسلامی و شخصیتهای سیاسی را فرا می‌خوانیم که صدای اعتراض خود را علیه دخالتهای رژیم ایران در منطقه بالا ببرند.

مريم رجوي صداي بي صدايان ، صداي قتل عام شدگان واعدام شدگان





۱۳۹۴ خرداد ۱۷, یکشنبه

«از خودگذشتی – زندگی با مجاهدین ایرانی» كتابي به قلم استرون استیونسون

«ازخودگذشتگی سازمان مجاهدین خلق ایران طی چندین دهه، یک منبع الهام‌بخش بوده است.  من کتاب «از خودگذشتگی، زندگی با مجاهدین ایرانی» را نوشتم تا داستان آنها را بازگو کنم.  داستانی از خشونت و سرکوب قرون‌وسطایی به‌دست مستبدان فاشیست حاکم بر ایران. به‌مدت 5سال من رئیس هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا بودم؛ یعنی می‌توانستم به منطقه سفر کنم و خودم سیاست شکست‌خورده مماشات غرب را به‌چشم دیدم. اکنون که بازنشسته شده‌ام در موقعیتی هستم که واقعیتی را که دیده‌ام فاش کنم، درباره دولت دست‌نشانده در بغداد که دستوراتش را از تهران می‌گرفت و تلاش می‌کرد 3500 پناهنده بی‌گناه را که در کمپ اشرف و کمپ لیبرتی زندانی بودند نابود کند، در حالی که ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا بی‌تفاوت ماندند و هیچ کاری نکردند، این یک اقدام کلاسیک خیانت بود.
«از خودگذشتگی» نشان می‌دهد چه‌طور اشتباهات، تزویرها و خطاهای غرب مستقیماً به گسترش داعش منجر شده و به وقایع فاجعه‌باری که اکنون خاورمیانه را فراگرفته و نشان می‌دهد چه‌طور (رژیم) ایران از این فرصت برای گسترش نفوذ بدخواهانه خود به سراسر منطقه استفاده کرده، نشان می‌دهد چه‌طور غرب باد کاشت و اکنون دارد توفان درو می‌کند.
استرون استیونسون در این کتاب ضمن شرح نحوه آشنایی و حمایتش از مقاومت مردم ایران، وقایع اشرف بعد از اشغال عراق و دوران پایدارای پرشکوه مجاهدین را بازگو می‌کند. وی با تشریح حملات جنایتکارانه مزدوران رژیم به اشرفی‌ها و جابه‌جایی اجباری آنها به لیبرتی، از طریق مصاحبه‌های متعدد با زندانیان سیاسی سابق، فرزندان و خانواده‌های شهیدان و مسئولان مجاهدین، به شرح جنایتهای رژیم آخوندی و پایداری اعضای مقاومت ایران در برابر آن پرداخته است.
در صفحه پشت جلد این کتاب درباره تصویر درج‌شده بر جلد کتاب از شهید قهرمان مجاهد خلق زهره قائمی، آمده است:
خانم زهره قائمی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران. در پی انقلاب ضدسلطنتی در سال 1979، زهره قائمی به‌عنوان یک نوجوان، هوادار سازمان مجاهدین شد و علیه رژیم بنیادگرای خمینی فعال بود. وی بعداً دستگیر شد و پنج سال را در زندان به‌سر برد. او بعد از آزادی (از زندان) ایران را ترک کرد و به نیروهای مقاومت ایران در منطقه مرزی ایران و عراق پیوست و سپس به کمپ اشرف در عراق رفت. وی در حمله نیروهای نوری مالکی به اشرف در سال 2009، به‌شدت مجروح شد. هنگامی که در سپتامبر 2013 نیروهای ویژه عراقی در یک قتل‌عام بی‌رحمانه او را به‌همراه 51تن دیگر به‌نحوی خودسرانه اعدام کردند، وی فرمانده کمپ اشرف بود.
http://www.struanstevenson.com/news-and-views/news-releases/self-sacrifice

http://www.amazon.co.uk/Self-Sacrifice-Life-Mojahedin-Struan-Stevenson/dp/178027288X

۱۳۹۴ خرداد ۱۶, شنبه

پاسدار سعید قاسمی: داعش" با پیروی از مدل خمینی توانسته «بسیج جهانی خبیث‌ها» را تشکیل دهد

پاسدار سعيد قاسمي از ايدئولوگ هاي سپاه پاسداران و مسئول آموزش بسيجي ها در همایش «امام انتظار مبارزه» که در فرهنگسرای سیمرغ نیشابور بمناسبت سالمرگ خميني دجال برگزار شد، با  اعتراف به ريزش شديد پاسداران و بسيجي هاي رژيم و در حاليكه به وضعيت داعش غبطه مي خورد  گفت: «امام به دنبال “تشکیل بسیج جهانی اسلام“ بود که برخی مسئولان اعتنایی نکردند، قدرت تشكيل نیروی استشهادی (عمليات تروريستي انتحاري) درست کردن در دست ما (رژيم ولايت فقيه) بود ولی حالا داعش از این مدل پیروی کرده و بسيج جهانی خبيث‌ها را تشکيل داده و در حال حاضر مدارس و اردوگاه‌های «داعش» مملو از نيروهای «انتحاری» است.
وي در بخش ديگری از سخنان خود مدعی شده جمهوری اسلامی با سياست‌های کنونی دولت حسن روحانی در مذاکرات هسته‌ای شکست خواهد خورد و افزود: از مذاکرات هسته‌ای ايران با گروه ۱+۵ نتيجه‌ای حاصل نخواهد شد و موافقان مذاکرات نيز در نهايت اين سياست خود را کنار خواهند گذاشت. به گفته وی رفتارهای تيم مذاکره کننده ايران به گونه‌ای است که در خيلی‌ها «دل نگرانی» ايجاد کرده و «ما اعلام می‌کنيم مخالف ادامه مذاکرات هستيم.»
سرتيپ پاسدار تروريست سعيد قاسمي در اين سخنراني اذعان كرد كه در مقابل افت و پاشيدگي بسيج و مزدوران تروريستي رژيم، مجاهدين خلق ايران آنچنان رشد كرده اند كه “در دانشگاههاي تهران استادي از مسعود رجوي حمايت ميكند» 

۱۳۹۴ خرداد ۱۵, جمعه

بيانيه جمعي از زندانيان سياسي، زندانهاي اوين، گوهردشت ، مركزي كرج و كارون اهواز در همبستگي با گردهمايي سالانه شوراي ملي مقاومت ايران در پاريس

سلام و درود به همه حاميان مقاومت و ايستادگي از اتحاد همه جانبه
درود بر همه كساني كه رنج سفر و همه مرارتها و مشكلات را بر خود هموار كرده و ميكنند تا درسي از مقاومت و ايستادگي باشند، تا فرياد مردم ايران و ما زندانيان و سركوب شدگان باشند، در جايي كه ميتوان فرياد كشيد؛ و بالاخره فرياد مردمي باشند كه بهترين جوانانش را دسته دسته به پاي چوبه هاي دار ميشكند تا گلوي آنها را با طنابهاي كينه و ستم بپيچانند بلكه ديگر صدايي برنخيزد و بالعجب اينكه فرياد ” نه به ديكتاتور ” هرروز رساتر و پرطنين تر ميشود....از صارمي ها، كمانگرها و خسروي ها تا حامد احمدي ها و يونسها تا ريحانه ها و فرينازها كه همه فريادهاي مقاومت و ايستادگي و ” نه به ديكتاتور” بود كه ” ميتوان وبايد” با هر هزينه اي مقاومت كرد، اگرچه در دنيايي از مماشات و سست عنصري و وادادگي، اما حضور شما و حمايت تان از جنس همين مقاومت است كه اين رژيم با افزايش هولناك موج اعدامها و به بند و زندان كشيدن همه فعالين سياسي و اجتماعي، سعي در خاموش كردن آن دارد و متاسفانه با سكوت كشورهاي عربي و آمريكا... به بهانه توافق هسته اي، هرروز بر شدت آن افزوده شده و دامنه آن نه تنها ايرانيان با هر زبان و آيين و دين و مسلك را در بر ميگيرد كه به يمن همان سياستهاي ضعيف و مماشات گرايانه، دامنه آن كشورهاي منطقه هم سرايت كرده و روزي نيست كه دهها و صدها تن از مردم بيگناه عراقي و سوريه و ... به خاك وخون كشيده نشوند، تا آنجا كه نهايتا كشورهاي منطقه با ائتلافي گسترده، خود كمر به دفاع و دفع اين هيولاي تجاوزگر بسته اند...گويي همانطور كه شما با شعار ” كس نخارد” كمر به مقاومت بسته ايد آنها هم آنرا استراتژيك يافته، با قطع اميد از هر كمك و ياري از غيره، و كنار گذاشتن هرگونه سستي و تعلل با نامهاي مماشات و مذاكره و مغازله ... خود به ياري هم، برخاسته اند تا نقطه پاياني باشند بر سياستهاي تجاوزگرايانه صدور ارتجاع و بنيادگرايي كه از 30 و اندي سال پيش با شعار فتح قدس از طريق كربلا و از عراق آغاز شد...

خواهران و برادران قهرمان و استوار مقاومت ايران
درود بر شما و همه آزاديخواهان و حق طلباني كه اين روزها ايستادگي آنها را در حركتهاي كارگران، معلمان ، دانشجويان و ... و در همه جا از كردستان تا سيستان و بلوچستان و خوزستان و ... در گسترش و توسعه ميبينيم.
بنابراين از هم هموطنان گُرد و دليري كه چشم به اين و آن نبسته و خود با پشتكاري وصف ناپذير دست بكار آزادي شده اند ميخواهيم كه صداي ما را ، فرياد بي صداي ريحانه ها و فرينازها را ، نداي خاموش كساني كه بر چوبه هاي دار بسته شدند و اشكهاي شوق همه پدران دردمند و مادران چشم براهي باشند كه در روز آزادي و رهايي خنده برلب در انتظار سيمرغ آزادي اند را دركهكشان بيست وسوم خرداد همچون صبا، بسوي ميهن فرياد كشيده و رهايي بزرگي را نويد دهند.
جمعي از زندانيان اوين، گوهردشت ، مركزي كرج ، كارون اهواز – خرداد ۱۳۹۴ 

۱۳۹۴ خرداد ۶, چهارشنبه

زندانبانان زندان كارون اهواز فشار بر زندانیان سیاسی در اين زندان را افزايش داده اند

طلايه داران: اخبارمنتشره در باره وضعيت زندانيان زندان كارون  اهواز  حاكي از افزايش فشار و سرکوب  زندانیان سیاسی در اين زندان است. 
 بنابه اين اخبار ورمزیار رئیس بند و هاشمی پور رئیس حفاظت زندان کارون اهواز در اقدامی غیر قانونی و در راستای شکنجه و تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی تعدادی از این زندانیان را به بند مخصوص زندانیان بیمار (بند متادون) انتقال داده اند.
 این زندانیان بنام های نصار تیماس (سیلاوی) ؛سید جابر البوشوکه؛ مجید سواری و دو زنداني دیگر که اسامی آنها تاكنون معلوم نگرديده می باشند. 
طبق اخبار واصله از زندانهاي رژيم قرون وسطايي ولايت فقيه، به فعالين سياسي و حقوق بشري در هفته های گذشته سرکوب و شکنجه در بازداشتگاه ها و زندانهای اهواز افزایش بيشتري یافته است.  زندانيان سياسي و خانواده هاي آنها از مجامع بين المللي و نهادهاي حقوق بشري  استمداد  طلبيده و خواهان شكستن سكوت و اعتراض به جنايات رژيم حاكم بر ايران شده اند .  همچنين خواهان فعاليت بيشتر ايرانيان در حمايت از زندانيان و افشاي سياست هاي سركوبگرانه رژيم جنايتكار آخوندها در افكار عمومي و مجامع بين المللي شده اند.  
#طلايه داران   #ايران   #اهواز   #كارون  #زندان  #فشار  #شكنجه  # زندانيان  #استمداد